به یاد دارم هنگام غروب آفتاب را

به یاد دارم هنگام غروب آفتاب را
در کنار تو نشستن ها را
هنگامی که گذر زمان حس نمیشد
هنگامی که آرامش مهمون خونه قلبم میشد
و من سکوت تو را در آغوش می‌گرفتم
حتی سکوتت و حضورت محبت بزرگی برای قلب کوچیک من بود
و به یاد دارم آن روز هایی که دیگه مهمون قلبم نشدن
و فقط خوابت از سرم میگذره...

#لئو
دیدگاه ها (۲)

.......//برده ی زیبا//.......

کپشن💘🙃عروسک من😈🔞پارت هفتاد ...نشسته بودیم بعد از اون تاب و ک...

پارت بیست‌وسوم: طنینِ ابدی 💍 (پایان)[ظهر — گوشه‌ی آرام گالری...

#چند پارتی تهیونگ و ات پارت 2 دسته گل کوچکی که از دو شب قبل ...

مافیای من

★彡   Part 66 彡★ اوایل بهار بود و سرما طبیعی بود.با این حال چ...

امروز روز تولد کسیه که شاید هیچ‌وقت نفهمه در گوشه‌ای از این ...

پارت ۱ ویو ا.ت صدای همهمه ی صحبت ها در فضای عذاب آور خونه پی...

شاهزاده دوست داشتنی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط