اینو میزارم واسه اینکه فکر نکنی خرم

این برای توییه که فالوم میکنی ولی فکر میکنی منم عین خودت خرم. نزدیک شیش ماهه خودتو قایم کردی که چی؟
با پیجای فیکت هی بم دایرکت میدی که ببینی با یکی دیگم؟ نه نیستم! ربطش به توی هول چیه؟
حرومزاده، اخه اگه تو ادم بودی که حداقل ازیتا ولت نمیکرد، تو لیاقت اون عوضیم نداشتی!
بخدا اگه پیدات کنم، اولین کارم اینکه لوت بدم! چطوری حتی تونستی به نگینم دست درازی کنی وقتی اینقد دوست داشت؟؟
حیف اون نونی که به تو بدن!
یادته اون اول چقد اومدی کصشعر گفتی و اصرار کردی که دوسم داری؟
تهشم همه چی تو اون کافه با اون خواهر از سگ کمترت هم لو رفت هم تموم شد!
اینقد گفتن پسرر حاجججج خانومه، به هر حال ما هم باید میفهمیدیم پسر حاجیه، یکیه عین بابایه شارلاتانش!
عین خودش دورویی، دروغگویی لابد بی شرفیتم از خون خودشه-
دروغ گوی کثافت، دلم خنک میشه که ببینم چند ماه حبس برات میبرن
که نوزده سالته؟ که دانشگاه میری و افسردگی داری؟ اخه مردک الاغ از همون اول عین گاو گفتی شونزده سالمه، اخه اُزگُل بی غیرت دروغ گفتن بلد بودی که دلم نمیسوخت، معلوم نی از کمر کدوم بی ننه بابایی بیرون ریختی شدی این!
اخه اگه بابات این نبود که الان باید یکی یکی رضایت میگرفتی! زندگی شاهانه؟ باباتو که تو خرابه های تهران پیدا کردیم یه مفنگی الدنگ بیشتر ازش نمونده بود! حالا چیشد زندگی شاهانتون؟
خیلی حرومییی، خیلییی، میدونم اینو میخونی، پس دیگه نگران نباش، شاکیات دارن یکی یکی نابود میشن، نگینو که با پول خریدی، پریناز که زیر اون همه خاک خوابیده، ولی من تا دل اون همه دختر بی گناهو اروم نکنم پا پس نمی کشم!
حتی اگه اینکارو نکنم، اعمالت یه جایی یقتو میگیره
دیدگاه ها (۴۵)

مهمونی پارت ۳۹

#تکپارتی چرا نمیتونم از فکر کردن بهت دست بکشم...؟بنگچان( این...

بعد از امتحان هند اسامی رو گفت که کی یا نفر اول هستند کلویی:...

خب کارلوی عزیزم امروز میشه سه ماه که دوستیم میدونی این سه ما...

سناریو:زخم التیامی/ادامه پارت ۴_امروز شنبه. چند روزی میشه که...

بین اون دیوار ها ، قرار نبود اتفاقی بیوفته شاید چون هیچکدوم ...

#تکپارتیموضوع:(وقتی میخایم بهش خیانت کنیم)اگه روزی تصمیم گرف...

رمان تو خود منی

سناریو قفل آبی پارت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط