جایی کار داشتم توی مسیر

جایی کار داشتم توی مسیر
یه پسری گفت عمو ...
نفهمیدم چی گفت ولی پول
که توی صحبتش بود رو متوجه شدم
بدون اینکه بپرسم برای چی یا چی گفتی،
دست به جیب شدم
یه مبلغ ناچیزی با لبخند بهش دادم و رفت

اینو گفتم برسم به اینجا ، خالق آسمان و زمین و پدر و مادرم و من اینقدر از این پسرها سر راهم بذار تا دست به جیب بشم و به تک تکشون بدم تا بیشتر از همیشه شرمندت کنم و بفهمی منه انسان با این دارایی و قدرت ناچیزم دست کسی رو پس نمیزنم شما که منبع دارایی و قدرتی چرا نمیدی

اگر ندادن ها به امثال ما حکمت و مصلحت بود چرا دادن به بعضی و فاسد شدنشون بخاطر این دادن ها حکمت و مصلحت نبوده!
دنیا که قانونش فقط برای ما قانونه، قانون تو هم ...؟
والسلام.
دیدگاه ها (۴)

لازمت میشه

لازم میشه

با خودمون که تعارف دیگه نداریمخیالت راحت از این بابت

آتقی میگه قبله تو حیاطه😂🤦🏻‍♂#سکانس فیلم افراطی ها فیلم طنز ق...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}​𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟭​[ویو تهیونگ]پسره با صدای...

پارت: 12 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*پاهایم دقیقاً همان‌جا، روی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط