بدنم زجر میکشد، پوست تنم درد میکند ، سینه ام ، دست و پایم

بدنم زجر میکشد، پوست تنم درد میکند ، سینه ام ، دست و پایم سرم خالی است و دلم بهم میخورد و از همه بدتر طعمی است که در دهنم است نه خون است ، نه مرگ است ، نه تب ، اما همه اینها با هم ، کافی است که زبانم را تکان بدهم تا دنیا سیاه بشود و از همه موجودات نفرت پیدا کنم چه سخت است ،چه تلخ است انسان بودن.

👤 آلبر کامو
دیدگاه ها (۰)

یونگییی❤️

🪽 Angel of salvation 🪽‌Part ⁴⁵تعجب کردم پدر بزرگ یونگی خودش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط