in your eyes

#in_your_eyes
part_12

ویو تهیونگ

با حس اینکه یکی افتاده روم و تکون نمیخوره بیدار شدم
کایلا یجوری سفت بغ*لم کرده بود که نمیتونستم تکون بخورم

بچه . سرشو گذاشته روی سی*نم و با دست و پاهاش یجوری محکم بغ*لم کرده که انگار کسی میخواد منو بدزده

تو خواب خیلی آروم اما وقتی بیداره غیر قابل پیش بینی عه

خیلی نگرانم که میخواد چطور با موضوع امروز کنار بیاد
داشتم موهایی که روی صورتش ریخته رو کنار میزدم که تکون خورد
چشماش رو کمی باز کرد
دستاشو از دورم برداشت و چشماش رو مالید با حالت مظلوم نگام کرد
کایلا: ساعت چنده؟
تهیونگ: ۱۱ عه . پاشو
امروز رو که یادت نرفته

شروع کرد به کشیدن بدنش و بعد خودشو انداخت روم و بغ*لم کرد با حالت خواب‌آلود گفت:
ولش کن بابا
خواب مهم تره . الان کی به اون مراسم کو*فتی اهمیت میده

منم بغلش کردم و با خنده گفتم:
باشههه . ولی اگه مامان افتاد دنبالت من که نمیتونم کاری کنم
هوفی کشید و ازم جدا شد رفت اونور تخت پتو رو روش کشید
یه دستشو بالا آورد
کایلا: اوم . مزاحم خوابم نشو
و دستشو تکون داد که برم

منو از اتاق خودم بیرون میکنه
بوسه ای روی موهاش میزارم و از اتاق میرم بیرون

________________________________
ویو کایلا

آخ! چقدر کمرم درد میکنه
چرا رو زمینم؟ اوفففف
همونطور که رو زمین دراز کشیده بودم دستم رو گزاشتم رو تخت و دنبال گوشیم گشتم . اها پیداش کردم
به زور ساعت رو نگاه کردم . ۱ عه
چقدر خوابیدم . عجیبه کسی بیدارم نکرده ها
بلند شدم
آخ انگار با تریلی از روم رد شدن
به هر بدبختی درو باز کردم و رفتم پایین

اوه . چقدر شلوغه
همه درحال آماده سازی برای مراسم بودن
بقیه کجان پس . به سمت آقای لی رفتم تا ازش بپرسم
آقای لی از خیلی سال پیش دستیار پدربزرگمه و کار های خانوادگی مارو انجام میده یجورایی مثل مدیر عمارت میمونه
رفتم جلو و با یه لبخند روی لبم گفتم:
سلام آقای لی

آقای لی: اوه . سلام خانم جوان روز بخیر
با حالت سوالی پرسیدم: بقیه کجان؟
آقای لی: مادرتون و خانم لی توی آشپز خونه هستن
پدرتون و رئیس کیم هم در اتاق کار رئیس تشریف دارن
و برادرتون هم در باغ هستن
آهانی گفتم و تشکر کردم
و آقای لی هم تعظیم کرد
به سمت باغ رفتم



#فیک#رمان#در_چشمان_تو#بی_تی_اس
#جونگ_کوک#جیمین#تهیونگ#یونگی#جین#جیهوپ#نامجون#سناریو
دیدگاه ها (۵)

in your eyes#in_your_eyespart_13به سمت باغ رفتم تهیونگ داشت ...

in your eyes

in your eyes

in your eyes

in your eyes

in your eyes

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط