آرامشم را مدیون نگاهش هستم که مرا به غرق شدن فرا می‌خواند

آرامشم را مدیون نگاهش هستم که مرا به غرق شدن فرا می‌خواند
مدیون صدایش هستم که روحم را رو به مرگ سوق می داد
مدیون دنیایش هستم که دردش زیبایی عجیبی داشت
مدیون نوشته هایش هستم که ذهنم را جلا می داد
مدیون روحش هستم که وجودم را به آغوش فرا می‌خواند
مدیون آغوش نداشته اش هستم که فکر به آنها لبخندی عمیق روی لب هایم میکاشت‌
مدیون وجودش هستم که زندگیم‌ را همیشگی می‌ساخت
زیبایی....تو آرامشی خالص برای روح خسته جسم منی🌱
دیدگاه ها (۰)

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

مرد بی رحم

007-پنهان در مه - پارت ۹۴

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

#دلنوشته_لیلی #تنها_برای_چشمهایشواژه هارا که کنار هم میچینم....

قسمت هفتاد و سوم:حس یک حضور تا زمان رفتن ... روز شماری که هی...

من دیگر به تو فکر نمیکنم حتی دیگر انتظارت را هم نمیکشم اما ن...

چندپارتی(درخواستی) p4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط