‏آروم نشستی واسه خودت مشغولی یهو یه چیزی از اعماق وجودت ش

‏آروم نشستی واسه خودت مشغولی یهو یه چیزی از اعماق وجودت شروع می کنه اروم اروم بالا اومدن. ‏یه غمی که فکر می کردی فراموشش کردی، عین یه فیل خسته می شینه رو سینه‌ت میگه حالا نفس بکش ببینم.
دیدگاه ها (۰)

سناریو کازتورا پارت اخر

موضوع: وقتی از دستمون عصبانی هستن و ما یهو میبوسیمشون.ایساگی...

آواز عشق ♣️part4♣️ا/ت ویوصبح از خواب نازم بیدار شدم دیدم ساع...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

سناریو بلولاک/قفل آبی

سناریو واکاسا پارت اخر

ادامه سناریو

قرار نیست همیشه قوی باشی.قرار نیست هر بار که زمین خوردی، بلن...

سناریو جونگکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط