ما را ز خیال تو چه پروای شراب است

ما را ز خیال تو چه پروای شراب است
خم گو سر خود گیر که خمخانه خراب است
گر خمر بهشت است بریزید که بی دوست
هر شربت عذبم که دهی عین عذاب است
دیدگاه ها (۰)

ما در ره عشق تو اسیران بلاییمکس نیست چنین عاشق بیچاره که مای...

سی و شش درصد چشمان تو جنسش عسل است.شراب وغزل

عاشقانه های شبنم

آخرین جمله رو با گچ سفید نوشت و دستشو از تخته برداشت."خیلی خ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۵لیویا ويو... از آین...

شروع ✨کامیل که هنوز سر پا بود قدم هاشو سریع برداشت و خودشو ب...

«bloody shadows»(سایه های خونی) part 35/نور کم‌رنگ صبح از پن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط