او گفت مرا اندازه ی ستارگان دوست دارد

او گفت مرا اندازه ی ستارگان دوست دارد.
اما او هیچ ذوقی برای شمردن آن ها نداشت.
زیرا تنها چیزی که برایش اهمیت داشت، درخشش همان لحظه بود، نه پایداری و تعدادشان.
او به دنبال عشقی بود که مثل شهاب سنگ زودگذر و پرشور باشد.
نه مثل ستارگان آرام و همیشگی.
برای همین، چشمانش همیشه در پی نوری جدید بود و هرگز به عمق آسمان خیره نمی شد.
دیدگاه ها (۱۰)

میباره خون از تاریخمون.

𝓟𝓪𝓻𝓽1

در عمق نگاهش، طوفانی برپا بود‌‌‌..او را نه تنها دوست داشت، ب...

آهنگ : بی کلام Idea22[آمریکا_بوستون_زمستان سال ۲۰۵۶_ساعت۱:۰...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط