رفته ای با خاطراتت اشک میریزم هنوز

رفته ای با خاطراتت اشک میریزم هنوز
باز غم در سینه می کارم نمی آیی چرا؟
ای دوای درد قلبم، خسته ام از زندگی
بی تو در بستر گرفتارم نمی آیی چرا
نسخه ای پیچیده دکتر بوسه بر لبهای عشق
آه، محتاج پرستارم نمی آیی چرا
هیچ کس من را پرستاری بجز روی تو نیست
از تب این عشق، بیمارم نمی آیی چرا
دیدگاه ها (۰)

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم ز...

سلام عزیزم صبح بخیر ❣️❣️❣️❣️❣️❣️تو را ای ماهِ قلبم دوست دارم...

عاشقانه های شبنم

اعتیاد من بهت.

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ باران از غروب...

پارت سیزدهم کوک. دیدم ات خوشکش زده که گفتم خوب شده بهم میاد ...

𝓜𝔂 𝓹𝓲𝓷𝓴 --² ــ چرا همون حرفایی رو میزنی که می‌خوام بشنوم ؟ چ...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁶سالن خلوت شده بود.صدای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط