چند پارتی درخواستی
چند پارتی درخواستی
Black Trap (تله سیاه)
Part:4
اجوما بود
ا.ت:چیشده اجوما
اجوما:هیچی یکی از خدمتکارا خراب کاری کرده ببخشید بیدارت کردم
ا.ت:مشکلی نیست
رفتم اتاقم سمت سرویس به دست و صورتم آب زدم یه مسواک زدم و رفتم پایین نشستم که در زده شد یکی از خدمتکارا رفت باز کرد که یه دختره اومد داخل
جیا:شوگا کجاست
¥ارباب خونه نیستن
جیا:به من دروغ نگو میدونم خونست
بلند شدم از جام
ا.ت:اینجا چه خبره
اول ساکت شد اما
جیا:پس تویی ..پس شوگا به خاطر توعه هرزه منو ول کرده
ا.ت:چی داری میگی منظورت چیه
جیا:دوست دختر جدیدشی نه
ا.ت:اینطور نیست توکی هستی
جیا:پس جدید نیستی شوگا به خاطر تو منو ول کرده زنیکه میکشمت
اومد از موهام گرفت کشید که جیغ کشیدم
ا.ت:هی ولم کن
اجوما اومد و جداش کرد
اجوما:دخترم برو اتاقت
رفتم بالا تا خاستم برم اتاقم یکی کشیدم همون دختره بود
جیا:خودم میکشمت تو شوگا رو ازم گرفتی
دوباره از موهام گرفت و کشید
ا.ت:اینطور که فکر میکنی نیست ولم کن زنیکه*داد
جیا:نمیکنم ولت نمیکنم تازه اولشه میخوام تیکه تیکت کنم
محکم حولش دادم که جدا شد و افتاد اونورولی بازم بلند شد و اومد سمتم بازم از موهام گرفت که ایندفعه منم موهاشو گرفتم و کشیدم هی میرفتیم جلوتر رسما داشتیم موهای همدیگه رو میکندیم که شروع کرد به زدنم و حولم داد سمت تراس افتادم زمین زود بلند شدم اومد جلوم خواست هولم بده که جاخالی دادم از بازوهای گرفت هی سعی داشت هولم بده پایین ولی مقاومت میکردم که یهو تویه چشم به هم زدن که اصلا نفهمیدم چیشد کی شد و چطوری شد فقط فهمیدم که دختره پرت شد پایین شوکه شدم رفتم جلوتر که با دیدنش صدای جیغم رفت هوا و افتادم زمین اشکام بی اختیار ریخت
"آغوش او پناهگاهم بود؛ دنیای او، ویرانیام."
"تله سیاه"
Black Trap (تله سیاه)
Part:4
اجوما بود
ا.ت:چیشده اجوما
اجوما:هیچی یکی از خدمتکارا خراب کاری کرده ببخشید بیدارت کردم
ا.ت:مشکلی نیست
رفتم اتاقم سمت سرویس به دست و صورتم آب زدم یه مسواک زدم و رفتم پایین نشستم که در زده شد یکی از خدمتکارا رفت باز کرد که یه دختره اومد داخل
جیا:شوگا کجاست
¥ارباب خونه نیستن
جیا:به من دروغ نگو میدونم خونست
بلند شدم از جام
ا.ت:اینجا چه خبره
اول ساکت شد اما
جیا:پس تویی ..پس شوگا به خاطر توعه هرزه منو ول کرده
ا.ت:چی داری میگی منظورت چیه
جیا:دوست دختر جدیدشی نه
ا.ت:اینطور نیست توکی هستی
جیا:پس جدید نیستی شوگا به خاطر تو منو ول کرده زنیکه میکشمت
اومد از موهام گرفت کشید که جیغ کشیدم
ا.ت:هی ولم کن
اجوما اومد و جداش کرد
اجوما:دخترم برو اتاقت
رفتم بالا تا خاستم برم اتاقم یکی کشیدم همون دختره بود
جیا:خودم میکشمت تو شوگا رو ازم گرفتی
دوباره از موهام گرفت و کشید
ا.ت:اینطور که فکر میکنی نیست ولم کن زنیکه*داد
جیا:نمیکنم ولت نمیکنم تازه اولشه میخوام تیکه تیکت کنم
محکم حولش دادم که جدا شد و افتاد اونورولی بازم بلند شد و اومد سمتم بازم از موهام گرفت که ایندفعه منم موهاشو گرفتم و کشیدم هی میرفتیم جلوتر رسما داشتیم موهای همدیگه رو میکندیم که شروع کرد به زدنم و حولم داد سمت تراس افتادم زمین زود بلند شدم اومد جلوم خواست هولم بده که جاخالی دادم از بازوهای گرفت هی سعی داشت هولم بده پایین ولی مقاومت میکردم که یهو تویه چشم به هم زدن که اصلا نفهمیدم چیشد کی شد و چطوری شد فقط فهمیدم که دختره پرت شد پایین شوکه شدم رفتم جلوتر که با دیدنش صدای جیغم رفت هوا و افتادم زمین اشکام بی اختیار ریخت
"آغوش او پناهگاهم بود؛ دنیای او، ویرانیام."
"تله سیاه"
- ۶۶۳
- ۲۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط