چند پارتی درخواستی
چند پارتی درخواستی
Black Trap (تله سیاه)
Part:2
رو تخت دراز کشیدم تو فکر بودم که خوابم برد ...
با تشنگی از خواب بیدار شدم رفتم پایین که دونگوو دلشت با گوشی حرف میزد
دونگوو:آه شوگا لطفا فقط ۵هفتس
شوگا:......
دونگوو:مرسی
شوگا:....
دونگوو:فعلا
و قطع کرد
دونگوو :عه بیداری
ا.ت:اوهوم اومدم آب بخورم
دونگوو:اها
رفتم سمت میز که پارچ آب روش بود یکم از آب ریختم تو لیوان و سر کشیدم
دونگوو:با شوگا حرف زدم فردا وسایلتو جمع کن شب میری پیشش
ا.ت: اوک
رفتم اتاقم و دوباره گرفتن خوابیدم
.......
داشتم وسایلمو جمع میکردم که دونگوو اومد
دونگوو:ا.ت من میرم بیرون کاری دارم راننده شوگا میاد دنبالت
ا.ت:باشه
دونگوو:پس من رفتم خدافظ
ا.ت:خدافظ
و رفت ای خدا امیدوارم بتونم از اونجا فرار کنم اصلا میرم خارج یا هرجایی ولی از اینجا دور میشم وسایلمو جمع کردم و رفتم پایین نشستم رو کاناپه و رفتم توگوشی که بعد ۲ ساعت در خونه زده شد رفتم باز کردم که
+سلام خانم من راننده اقای مین هستم
ا.ت:آقای مین؟
+بله
ا.ت:منظورتون همون شوگاست
+آا بله نزدیکانشون شوگا صداشون میزنن
ا.ت:اها وسایلم اتاقن میرم بیارم
+نیازی نیست من براتون میارم شما صبر کنید
ا.ت:باشه
اتاقو نشونش دادم ورفت وسایلمو اورد گذاشت تو ماشین سوار شدم که یه پسره تو ماشین بود
ا.ت:س سلام
شوگا:سلام *سرد
ا.ت:کیم ا.ت هستم
شوگا:میدونم .. منم مین یونگیم
ا.ت:اها
راه افتادیم تو راه بودیم که
شوگا:دوست دخترشی؟
ا.ت:بله؟
شوگا:دونگوو دوست دخترشی؟
ا.ت:آا نه اون منو بزور نگه داشته نمیدونم کی ازش خلاص میشم
شوگا:پس ازش خوشت نمیاد
ا.ت:اره
شوگا:هومم
دیگه چیزی نگفت بعد چند مین جلوی یه امارت بزرگ وایسادیم خیلی بزرگ و قشنگ بود پیاده شدیم و رفتیم داخل بادیگاردام وسایلمو آوردن
ا.ت:آا ..توام .مافیایی؟
شوگا:هوم
آه لعنتی از یه مافیا خلاص شدم گیر یه مافیای دیگه افتادم چطوری باید فرار کنم
شوگا:اجوما *بلند
اجوما:بله پسرم
شوگا:اتاق ا.ت رو بهش نشون بده قوانین خونرو هم بهش بگو
اجوما:چشم بیا دنبالم دخترم
ا.ت:باشه
چمدون و وسایلمو باخودم بردم رفتیم بالا سمت یه اتاق
اجوما:اینجا اتاق توعه
ا.ت:ممنون
اجوما:و خب قوانین خونه زیاد نیستن یه دو سه تان ۱ نباید زیاد سرو صدا کنی ۲ به هیچ وجه وارد اتاق ارباب نمیشی مگه اینکه خودش اجازه بده ۳ وقتی ارباب خوابه بهتره بیدارش نکنی شبا موقع خوابم صروصدا نکن
ارباب خوششون نمیاد
ا.ت:باشه ممنون
اجوما:خواهش میکنم
و رفت یا خدا اینجا خونست یا زندان اینجا بدتره که
"آغوش او پناهگاهم بود؛ دنیای او، ویرانیام."
"تله سیاه"
ادامه دارد......
Black Trap (تله سیاه)
Part:2
رو تخت دراز کشیدم تو فکر بودم که خوابم برد ...
با تشنگی از خواب بیدار شدم رفتم پایین که دونگوو دلشت با گوشی حرف میزد
دونگوو:آه شوگا لطفا فقط ۵هفتس
شوگا:......
دونگوو:مرسی
شوگا:....
دونگوو:فعلا
و قطع کرد
دونگوو :عه بیداری
ا.ت:اوهوم اومدم آب بخورم
دونگوو:اها
رفتم سمت میز که پارچ آب روش بود یکم از آب ریختم تو لیوان و سر کشیدم
دونگوو:با شوگا حرف زدم فردا وسایلتو جمع کن شب میری پیشش
ا.ت: اوک
رفتم اتاقم و دوباره گرفتن خوابیدم
.......
داشتم وسایلمو جمع میکردم که دونگوو اومد
دونگوو:ا.ت من میرم بیرون کاری دارم راننده شوگا میاد دنبالت
ا.ت:باشه
دونگوو:پس من رفتم خدافظ
ا.ت:خدافظ
و رفت ای خدا امیدوارم بتونم از اونجا فرار کنم اصلا میرم خارج یا هرجایی ولی از اینجا دور میشم وسایلمو جمع کردم و رفتم پایین نشستم رو کاناپه و رفتم توگوشی که بعد ۲ ساعت در خونه زده شد رفتم باز کردم که
+سلام خانم من راننده اقای مین هستم
ا.ت:آقای مین؟
+بله
ا.ت:منظورتون همون شوگاست
+آا بله نزدیکانشون شوگا صداشون میزنن
ا.ت:اها وسایلم اتاقن میرم بیارم
+نیازی نیست من براتون میارم شما صبر کنید
ا.ت:باشه
اتاقو نشونش دادم ورفت وسایلمو اورد گذاشت تو ماشین سوار شدم که یه پسره تو ماشین بود
ا.ت:س سلام
شوگا:سلام *سرد
ا.ت:کیم ا.ت هستم
شوگا:میدونم .. منم مین یونگیم
ا.ت:اها
راه افتادیم تو راه بودیم که
شوگا:دوست دخترشی؟
ا.ت:بله؟
شوگا:دونگوو دوست دخترشی؟
ا.ت:آا نه اون منو بزور نگه داشته نمیدونم کی ازش خلاص میشم
شوگا:پس ازش خوشت نمیاد
ا.ت:اره
شوگا:هومم
دیگه چیزی نگفت بعد چند مین جلوی یه امارت بزرگ وایسادیم خیلی بزرگ و قشنگ بود پیاده شدیم و رفتیم داخل بادیگاردام وسایلمو آوردن
ا.ت:آا ..توام .مافیایی؟
شوگا:هوم
آه لعنتی از یه مافیا خلاص شدم گیر یه مافیای دیگه افتادم چطوری باید فرار کنم
شوگا:اجوما *بلند
اجوما:بله پسرم
شوگا:اتاق ا.ت رو بهش نشون بده قوانین خونرو هم بهش بگو
اجوما:چشم بیا دنبالم دخترم
ا.ت:باشه
چمدون و وسایلمو باخودم بردم رفتیم بالا سمت یه اتاق
اجوما:اینجا اتاق توعه
ا.ت:ممنون
اجوما:و خب قوانین خونه زیاد نیستن یه دو سه تان ۱ نباید زیاد سرو صدا کنی ۲ به هیچ وجه وارد اتاق ارباب نمیشی مگه اینکه خودش اجازه بده ۳ وقتی ارباب خوابه بهتره بیدارش نکنی شبا موقع خوابم صروصدا نکن
ارباب خوششون نمیاد
ا.ت:باشه ممنون
اجوما:خواهش میکنم
و رفت یا خدا اینجا خونست یا زندان اینجا بدتره که
"آغوش او پناهگاهم بود؛ دنیای او، ویرانیام."
"تله سیاه"
ادامه دارد......
- ۳۵۱
- ۲۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط