spanish girl:4 فصل دوم

با یه حس سنگینی روی صورتم چشمامو باز کردم .

چند بار پلک زدم تا تصویر واضح بشه.

اولین چیزی که دیدم .......

یه جفت چشم مشکی بود .

اونم نه هر چشمی مشکی ای ....

دنیل پررو ، دقیقا مثل یه شکارچی روم خیمه زده بود !

یه جیغ کوتاه کشیدم .
《 یا حضرت ..!》

قلبم داشت از دهنم میزد بیرون.

《تو اینجا چیکار می کنی ؟!》

لبخند کج و اعصاب خردکنش نشست گوشه ی لبش.

- صبح بخیر .... دختر اسپانیایی شیطون.

اخمام رفت تو هم .
《صبح بخیرت کوفت! مگه مرض داری اینجوری زل میزنی به ملت ؟ نزدیک بود سکته کنم!》

بیشرف ، حتی خندش هم گرفت !

خواستم از تخت بپرم پایین و فرار کنم که به دست دور کمرم حلقه شد .

ای وای ....

باز شروع شد !

با حرص گفتم :

《دنیل .... ولم کن !》


سرش رو آورد جلوتر .

- نه

-نه یعنی چی ؟


- دیشب فرار کردی ، ولی الان دیگه نمی زارم در بری دختر اسپانیایی


ابرو هامو هر جفتش رفت بالا .

《فرار نکردم ... فقط ... فقط 》

چشماش برق زد .


- قبل از اینکه فرار کنی گونه ام رو بوسیدی، تو که میخواستی من رو ببوسی چرا لبم رو نبوسیدی ؟

لعنت به اون لحظه !

صورتم داغ شد.


《اون .. اون اشتباه محاسباتی بود 》

- آها .... اشتباه محاسباتی؟

- اره ! حالا ولم کن دیگه .


سرش رو آروم نزدیک آورد.

- اگه ولت نکنم چی ؟


《 اون وقت جیغ میزنم که کل خونه بریزن سرمون تا بفهمن دنیل سالان افتاده به جون عروس خونواده ! 》


خندید .


تق ....تق.....

هردومون خشکون زد .


صدای امیلی از پشت در اومد .

《لیلی ؟ بیداری ؟ صبحونه آماده اس 》

دنیل غر زد :

《امیلی دقیقا بدترین زمان ممکن رو انتخاب می کنه .》


یه خنده پیروزمندانه زدم .

《 دیدی؟ خدا هم طرف منه .》


دستش که از دور کمرم باز شد ، مثل برق از تخت پریدم پایین .

قبل از اینکه برم بیرون ، برگشتم ، زبونمو براش در آوردم و گفتم :

《بازم کم آوردی آقای سالان !》

از پشت سرم صدای خنده ش اومد .

- برو دختر اسپانیای ..... ولی یادت باشه ، حساب اون بوسه هنوز مونده .

همین یه جمله کافی بود تا دوبار صورتم آتیش بگیره .

.....

همه سر سفره بودیم و مشغول غذا بودیم که ....


عمه رز لبخند زد و گفت :

《راستی بچه ها ، امشب همه آماده باشید 》

عمو ویلیام ادامه داد :

《خانواده مورگان ما رو برای مهمونی دعوت کردن .》

مورگان ؟ فامیل رابرت هم مورگان که ، پس اونجا دعوتیم


اففف....

اون دختره کاترین رو چطوری تحمل کنم آخه؟

دنیل آروم خم شد سمت گوشم .

- دلت برای کاترین تنگ شده اره ؟

...............................................


ادامه دارد


یه لحن جدید رو امتحان کردم اگه دوست داشته باشین همین رو ادامه بدم یا همون قبلی ها بهتره ؟


شرط : ۴۰ تا لایک
دیدگاه ها (۶)

spanish girl:3 فصل دوم

star key ring:3

spanish girl:57

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط