آسمانآبیترآبآبیتر

#آسمان_آبی_تر_آب_آبی_تر
من درایوانم رعنا سر حوض
 رخت می شوید رعنا
برگ ها می ریزد
 مادرم صبحی می گفت :‌ موسم دلگیری است
 من به او گفتم : زندگانی سیبی است ‚ گاز باید زد با پوست
 زن همسایه در پنجره اش تور می بافد می خواند
 من ودا می خوانم گاهی نیز
 طرح می ریزم سنگی ‚ مرغی ‚ ابری
آفتابی یکدست
 سارها آمده اند
تازه لادن ها پیدا شده اند
من اناری را می کنم دانه به دل می گویم
خوب بود این مردم دانه های دلشان پیدا بود
می پرد در چشمم آب انار : اشک می ریزم
 مادرم می خندد
 رعنا هم...
دیدگاه ها (۳)

#چهاطاقی_خیرآباد_یا_آتشکده_چهارطاق_در_گچساران_قرار_دارد...و ...

#پل_خیری_محخان_خیراباد_روستای_حاج‌ناصر

#قاصدک_هان_چه_خبر_آوردی؟از کجا وز که خبر آوردی؟خوش خبر باشی،...

#مرهمِ_دردِ_خیره_شدن‌_هاتنه حرفهای من بودنه دستانمنیست در من...

#شعر_نو🌊آسمان، آبی‌تر،آب آبی‌تر.من در ایوانم، رعنا سر حوض.رخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط