#تو بوی نجابت را

#تو بوی نجابت را
زیر سیاهیه تارهای مویت
پنهان میکنی
و من
نفس های به محور افتاده ام را
از هراس ترسیدنت
خاموش میکنم
و این جان دادن
تنها اسارتی ست
که من با افتخار
به سویش بال میزنم...
دیدگاه ها (۰)

#هر چند عاشقان قدیمیاز روزگار پیشینتا حالاز درس و مدرسهاز قی...

#من گرفتار و تو در بند رضای دگرانمن ز درد تو هلاک و تو دوای ...

#بر روی پیاده‌روی‌های دل‌تنگیما آواره‌ایمنه قرارهایمان فرامی...

#باغبان خسته ای را مانمکه اشک هایش،در ماتم درختان سرما زدهبر...

برای همیشه..

پارت ۲۸ان طرف توی کونوها، شب شده بود و این به ان معما بود که...

چیه فک کردین میزنم زیر قولم و تمومش میکنم باید بگم نه اقا جا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط