ناگهان در کوچه دیدم بی وفای خویش را

ناگهان در کوچه دیدم بی وفای خویش را

ناگهان در کوچه دیدم بی وفای خویش را
باز گم کردم ز شادی دست و پای خویش🥹🤚

❥رًٍٰیًٍُـ᭄᭄ـ‌ٖٖٜٜؖؖؖـَٰٖٖٙူ⃟ـــسًٍٰ ᬼـོ↹ـ‌ٖٖٜٜؖؖؖـَٰٖٖٙ سًٍٰـًٍُــ۪۪۪۪۪ٕ۪۪۪ۡ۟۟۟͜͝ـٜٜٜٜٜٜٜٜٜٜٜٜ۟۟۟۟۟ؒ͜͝ـ۪۪۠۠۠۠۠۠۠۠͜͝ـ͡ــاًٍٰحًٍُلًٍٰ༊̸❥
دیدگاه ها (۰)

صدتای شدن مون مبارکک باشه ✨️🎀👽گم ات کردم روزی روزه گاری درهم...

عاشقانه

.ز دلتنگی ترا امشب به گوگل جستجو کردمیه کاری بر تسلی این دلـ...

پارت ۱۰ بعد از رفتن سوفیا، خونه دوباره ساکت شد.داشتم لیوان‌ه...

چند پارتی

🖤 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پارت شانزدهم 𓆪جیمین دست ات را گرفت.ـ «باید ...

ای یار ناشناخته من دوست دارمتگاهی به جان و گاه به دل می سپار...

دوش در آیینه  مه  نقش سیمای تو دیدمماه را روشن تر از هر شب ز...

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت نــوزدهــم 𓆪 🖤🥀یون برای چند ثانیه هیچ حرفی نز...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿خصم در ما شده پنهان ز خرد هم یادیدر ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط