💜💜

💜💜
و من در انتظار  دردی دگر،
لحظه هایم را از
لبخند تهی می کنم و
به دیدار اشک می‌رسانم
دیدگاه ها (۰)

💜💜پیچیده اش می کنی این قصه سر و ته ندارداین قصه ج...

💜💜بارانآبرویم را خرید...شبیه مردی که گریه نمیکندبه خانه برگش...

💜💜خیال بودنت به وسعت یک کتاب شداما اندوه نبودنت در یک جمله خ...

💜💜...

♔⃮🦋꯭⃝꯭⃮‌𝄠꯭꯭‌ امروز یادم انداخت که خوشحالی همیشه در اتفاق‌های...

تنها دردی که میتونم و می‌خوام تحمل کنم ...

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.37(از زبون ا.ت)این روزها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط