- عصر داشتم کتاب میخوندم و چای میخوردم ؛

- عصر داشتم کتاب میخوندم و چای میخوردم ؛
شنیدم که مامانم به بابام میگفت .
اونجا همه بودن . .
خواهرام ؛
داداشام .
اما هرجا که تو نباشی . .
فرقی نمیکنه کیا هستن ؛
من جایی که تو نیستی غریبم .
± یکیو میخوام ك اگه نبودم اینجوری غریب باشه .
اگه نبود اینجوری غریب باشم
#طبیعت
#زیبا
#آرامش
دیدگاه ها (۵)

برده عمارت جئون

#متولد_شده_در_جهنم 🌋✨#قسمت :: #2باد شدیدی اومد و اون موجودات...

این فکرا داشت تو ذهنش پررنگ و پررنگ تر میشد تا جایی که یهو ق...

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓𝒕: ...

جدایی

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

**- عصر داشتم کتاب میخوندم و چای میخوردم ؛شنیدم که مامانم به...

- عصر داشتم کتاب میخوندم و چای میخوردم ؛شنیدم که مامانم به ب...

هه مخاطب خاص.... حتمن بخون 😂 ببین خوب گوش کن حرفامو کلمه ب ...

رمان عاشقم باش🙃🫀

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط