من وقتـی تهکوک رو دیدم تونستم منظور نویسنده‌هـا وقتی تـوی

من وقتـی تهکوک رو دیدم تونستم منظور نویسنده‌هـا وقتی تـوی کتاب‌هـاشون مینویسن: "او به معشوقش نگاه می‌کرد، مثل کسی که فراموش کرده چجوری نفس بکشه و کاملاً مجذوبش شده بود." رو بفهمم😭
دیدگاه ها (۰)

وقتی توی شربتش قرص تحریک کننده ریختی.....نامجون:( عرق خیس می...

✈️ چند روز بیشترپارت ۶ عصر، وقتی از کتاب‌فروشی بیرون اومدن، ...

حق حق وایخیلی رو مخه این قضیههمن خودم خیلی چیزا رو بعدا دیدم...

پارت هفتیونگی تلفن رو قطع کرد من میترسم رفتم توی حیاط نشستم ...

عشقی گمشده در تاریکی جنگلپارت ۸(از زبون راوی)...وقتی اون گل ...

پارت ۲۹

### پارت ۵: نجوایِ صلح در قلبِ تاریکیهنوز لرزشِ دست‌هام بند ...

پارت ۵۳وقتی واردِ اون بارِ خصوصی شدند، نورهایِ نئونِ قرمز و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط