Life..

درون من شهریست که در آن همه‌ی آدم‌هایش لال هستند. احساساتشان را به بهانه لال بودن سرکوب می‌کنند و هیچگاه به یکدیگر نمی‌گویند دوستت دارم. در آن شهر همه دیوانه‌اند و دیوانه خانه‌ای نیست که حالشان را دریابد.
آنجا همه روزی خوب بوده‌اند اما از گذشته می‌ترسند، از آینده یکدیگر می‌ترسند‌، از درک نشدن می‌ترسند.
از اینکه بروند و کسی سراغشان را نگیرد می‌ترسند اما من هم در آن شهر زندگی میکنم، من از چیزی نمی‌ترسم، از گذشته نمی‌ترسم، لال نیستم و احساساتم را سرکوب نمیکنم اما سکوت میکنم و آن شهر میشود شهر بغض‌ها.
دیدگاه ها (۰)

Life..

Life..

Life..

Life..

عمارت ریونتا رو اینجوری تصور کنید

بسم الله الرحمن الرحیم لَا تَقْرَبَا هَٰذِهِ الشَّجَرَةَ - ب...

عصمت پیامبران ... حضرت موسی...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:12^ مقاومتت برای چیه؟ من مطمئنم که اون ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :حال به آیات موضوع سؤال...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁴شَب هَمهِ ما یِڪی بود، اَما تاریڪی هایِمان فَر...

من باید اینا رو برای سیلوین و اسکارلت بخرم_(پیشمیاد_ هرچی می...

حقیقت پنهان پارت ۶ ویو ادمین :وقتی خانواده اعضا رفتند بورام ...

تصاویری که مثل بمب صدا کرد/ پوشش خبرساز دختران ورزشکار افغان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط