P

P37
قدم‌های جی‌یون محکم و عصبی روی کف بیمارستون می‌خورد؛ طوری راه می‌رفت انگار هر لحظه ممکن بود یکی رو له کنه. لباس مشکی‌اش زیر نور سرد راهروها یه سایه تیز و ترسناک درست کرده بود.
به پذیرش که رسید، مستقیم رفت جلو و گفت:
جی یون:جئون جونگ‌کوک کجاست؟»
صداش از ته وجودش می‌اومد، سرد، صاف، همون جوری که آدم رو ناخواسته مجبور می‌کنه آروم‌تر نفس بکشه.
زن پشت میز لُک زد:
*اِ… ایشون تو بخش مراقبت‌های ویژه هستن. نمی‌تونین وارد بشین، ولی… دکترشون رو صدا می‌کنم تا…
ولی زیر نگاه جی‌یون یخش زد. حتی پلک هم نزد.
جی‌یون بدون اینکه چیزی بگه یا بزاره حرفشو کامل کنه گوشی رو از جیبش درآورد. شماره ای رو گرفت. دو تا بوق بعدش مستقیم وصل شدً
صدای لرزون مرد میانسالی اومد:
*خ… خانوم… پک؟
جی‌یون خیلی آروم، ولی یخی و تهدیدآمیز گفت:
جی یون:تو راه اتاقتم.
قطع کرد. همین. هیچ توضیحی هم نداد.
بعد راه افتاد سمت بخش اداری بیمارستان. هر قدمش باعث می‌شد پرستارا آروم‌تر حرف بزنن، انگار دما پایین اومده باشه.
همون موقع، مدیر بیمارستون«آقای لی»تو دفترش خشکش زده بود. همون جمله «تو راه اتاقتم» کافی بود تا عرق سرد بشینه روی پیشونیش. صندلی رو چپه کرد، بدو بدو از دفتر پرید بیرون. تقریباً می‌دوید، تقریباً می‌لرزید. صدای قلبش از صدای قدم‌هاش بلندتر بود.
آخر راهرو سایه‌ی جی‌یون رو دید که داره نزدیک تر میشه، دو تا محافظ جلوی در وایساده بودن، ولی همین که جی‌یون نزدیک شد، قدم‌هاش کاری کرد که ناخودآگاه یه قدم عقب برن.
لی داد زد:
*برید کنار!
ولی خودش قبل از اینکه محافظ‌ها تکون بخورن، پرید بینشون و خم شد، تا کمر.
*چ… چی باعث شده… تشریف بیارین…؟
جی‌یون اصلاً نگاهش نکرد. حتی آهسته هم نشد. از کنارش رد شد، بوی عطر سردش مثل یه هشدار تو فضا موند.
وقتی رد داشت رد میشد، فقط یه جمله گفت:
جی یون:صحبت می‌کنیم.
لی همون‌جا خشک شد. رنگ چشماش پَرید. می‌دونست «صحبت می‌کنیم» یعنی امروز یکی قراره خیلی بد تموم کنه و دعا می‌کرد اون «یکی» خودش نباشه.
جی‌یون دستگیره اتاقش رو گرفت و رفت تو. در پشت سرش آروم ولی سنگین بسته شد، مستقیم رفت و روی مبلی که متعلق به رئیسه نشست، این حرکت ثابت میکرد که این زن واقعا رئیس همه رئیس هاست.
دیدگاه ها (۲۴)

ادامه p37هوا توی دفتر سنگین بود. هیچ صدای وجود نداشت جز صدای...

P38جی‌یون با کارتی که بهش داده بودن نزدیک در ICU شد و همون ل...

P361ماه بعد..... فضایِ زیرزمین، با اون نورِ کم و بویِ قهوه و...

P35صدای موزیک کلاب توی راهروهای VIP کمتر شده بود ولی هنوزم ب...

گام‌هاش تندتر شد.وقتی رسید به ردیف مایا، ایستاد.مین جی رو دی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط