P
P26
۳ هفته گذشت.
برای دخترک انگار یک سال گذشت.
توی این سه هفته هیونجین ندید.
دلش تنگ شده بود.
کابوس هایی که میدید بیشتر شده بود.
برای خواب قرص میخورد.
زیر چشماش گود افتاد.
برای امشب باید عالی به نظر میومد.
روی مبل صاف نشسته.
نه خسته، نه آروم.
اون حالت معلقی که انگار بدن اینجاست ولی ذهنش چند متر عقب تر ایستاده.
نور عصر از لای پرده ها روی دیوار بود.
خونه ساکت بود.
زیادی ساکت.
اون از همین میترسید.
تنهایی.
حس تنهایی براش سنگین بود.
کم کم ساعت نزدیک یازده میشد.
آرایش زیبایی کرده بود.
موهای روی شونه ها ریخته.
لباس مشکی بلند زرق و برق.
ایونت مجلل بود.
نور ها گرم و طلایی،صدای موزیک به نسبت بلند توی فضا پیچیده بود.همه لباساشون برق میزد.
ماشین جلوی فرش قرمز وایساد.
در باز شد پاشنه کفشش خورد به زمین.
صاف وایساد سرشو بالا گرفت.
شروع به راه رفتن کرد.
اونایی که میشناختنش زمزمه میکردن.
«~اون کیم جیزل نیست؟»
«~چقدر از نزدیک خوشگله»
فلش ها پشت هم روشن شد.
نه تند راه میرفت، نه ژست میگرفت.
فقط با لبخند نگاه خونسرد رد میشد.
وارد سالن شد نگاهش چرخید دنبال دو نفر بود.
سونگ هی ، هیونجین.
سونگ هی داشت با بقیه بازیگرا میخندید مینوشیدن.
گوشی از کیفش دراورد اون فیلم کلاب براش فرستاد.
پیام کوتاهی زیرش نوشت.
جیزل:اگه دوست نداری پخش شه بیا راه رو دستشویی
فرستاد فقط بهش نگاه میکرد.
رنگ سونگ هی از دور مشخص بود پرید.
دخترک به سمت راه رو رفت منتظر بود.
سونگ هی با قدم های تند به سمتش اومد.
جیزل:پس ویدیو رو دیدی نظرت چیه اینو پخش کنم زیرش بنویسم بازیگر سونگ هی به هم کلاسیش حمله کرده؟
با نگاه سرد و بی احساس نگاهش میکرد.
جیزل:تیتر پر طرفداری میشه دیگه هیچکس اون وقت از تو خوشش نمیاد
دخترک انگشتشو روی لبش گذاشت.
پوزخند زد.
جیزل:اگه اینو نمیخوای چطوره زانو بزنی التماس کنی بگو جیزل اشتباه کردم منو ببخش زود باش بگو
سونگ هی دستشو مشت کرده بود فشار میداد.
جیزل:مگه نگفتی سخت نیست ها زود باش دیگه چیزی ازت کم نمیشه فقط غرورت له میشه
به سونگ هی بیشتر نگاه میکرد.
جیزل:قیافت خیلی دیدنیه
خندید.
از راهرو رفت سونگ هی تنها گذاشت به سالن برگشت.
فلیکس دم گوشش آروم صحبت کرد.
فلیکس:منتظر هیونجین مگه نه هنوز نرسیده
دخترک چرخید.
بهش نگاه کرد.
شرطا
لایک ۲۰
کامنت ۱۰
۳ هفته گذشت.
برای دخترک انگار یک سال گذشت.
توی این سه هفته هیونجین ندید.
دلش تنگ شده بود.
کابوس هایی که میدید بیشتر شده بود.
برای خواب قرص میخورد.
زیر چشماش گود افتاد.
برای امشب باید عالی به نظر میومد.
روی مبل صاف نشسته.
نه خسته، نه آروم.
اون حالت معلقی که انگار بدن اینجاست ولی ذهنش چند متر عقب تر ایستاده.
نور عصر از لای پرده ها روی دیوار بود.
خونه ساکت بود.
زیادی ساکت.
اون از همین میترسید.
تنهایی.
حس تنهایی براش سنگین بود.
کم کم ساعت نزدیک یازده میشد.
آرایش زیبایی کرده بود.
موهای روی شونه ها ریخته.
لباس مشکی بلند زرق و برق.
ایونت مجلل بود.
نور ها گرم و طلایی،صدای موزیک به نسبت بلند توی فضا پیچیده بود.همه لباساشون برق میزد.
ماشین جلوی فرش قرمز وایساد.
در باز شد پاشنه کفشش خورد به زمین.
صاف وایساد سرشو بالا گرفت.
شروع به راه رفتن کرد.
اونایی که میشناختنش زمزمه میکردن.
«~اون کیم جیزل نیست؟»
«~چقدر از نزدیک خوشگله»
فلش ها پشت هم روشن شد.
نه تند راه میرفت، نه ژست میگرفت.
فقط با لبخند نگاه خونسرد رد میشد.
وارد سالن شد نگاهش چرخید دنبال دو نفر بود.
سونگ هی ، هیونجین.
سونگ هی داشت با بقیه بازیگرا میخندید مینوشیدن.
گوشی از کیفش دراورد اون فیلم کلاب براش فرستاد.
پیام کوتاهی زیرش نوشت.
جیزل:اگه دوست نداری پخش شه بیا راه رو دستشویی
فرستاد فقط بهش نگاه میکرد.
رنگ سونگ هی از دور مشخص بود پرید.
دخترک به سمت راه رو رفت منتظر بود.
سونگ هی با قدم های تند به سمتش اومد.
جیزل:پس ویدیو رو دیدی نظرت چیه اینو پخش کنم زیرش بنویسم بازیگر سونگ هی به هم کلاسیش حمله کرده؟
با نگاه سرد و بی احساس نگاهش میکرد.
جیزل:تیتر پر طرفداری میشه دیگه هیچکس اون وقت از تو خوشش نمیاد
دخترک انگشتشو روی لبش گذاشت.
پوزخند زد.
جیزل:اگه اینو نمیخوای چطوره زانو بزنی التماس کنی بگو جیزل اشتباه کردم منو ببخش زود باش بگو
سونگ هی دستشو مشت کرده بود فشار میداد.
جیزل:مگه نگفتی سخت نیست ها زود باش دیگه چیزی ازت کم نمیشه فقط غرورت له میشه
به سونگ هی بیشتر نگاه میکرد.
جیزل:قیافت خیلی دیدنیه
خندید.
از راهرو رفت سونگ هی تنها گذاشت به سالن برگشت.
فلیکس دم گوشش آروم صحبت کرد.
فلیکس:منتظر هیونجین مگه نه هنوز نرسیده
دخترک چرخید.
بهش نگاه کرد.
شرطا
لایک ۲۰
کامنت ۱۰
- ۹۵۱
- ۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط