خاطراتم همیشه دردناک‌اند. شاید آسمانِ بی‌رنگ و بدون ابر،

خاطراتم همیشه دردناک‌اند. شاید آسمانِ بی‌رنگ و بدون ابر، غروبِ آفتاب و سکوت غروب موجب دلتنگی‌ام شده بود. نمی‌دانم، خیلی زود متأثر می‌شدم، قلبم سنگینی می‌کرد و فقط قطرات اشک آرامم می‌ساخت. چرا اینها را می‌نویسم؟ همه بیهوده است، حتی در قلب من و روی کاغذ بی‌معنی به نظر می‌رسد
_ فئودور داستایفسکی
دیدگاه ها (۱)

نمی‌دانم چرا در لحظات خوش نیز اندوهگین هستم. من همیشه غم‌زده...

چه خواهد شد؟ چه سرنوشتی انتظارم را می‌کشد؟ بلاتکلیفی رنجم می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط