پدرم هی وصیت کرد که عاشق نشوم

پدرم هی وصیت کرد که عاشق نشوم

پدرم هی وصیت کرد که عاشق نشوم
تو چه کردی که بر گور پدرم خندیدم
تف بر آن لحظه که لب های تو را بوسیدم🙃💔
دیدگاه ها (۰)

فقط یکباردست پخت خدا را چشیدمآن هم وقتی بود کهبرای اولین بار...

داستان دو پرستار شهید در استان مرکزی

شهیده نصرت افتخاری

وداع مردم زاهدان با پیکر مطهر شهیده نصرت افتخاری

گاهی خوشبختی، تو ساده‌ترین لحظه‌های زندگی پنهونه... 🍂❤️ یک ا...

#in_your_eyespart_9۴ویو کایلاشب شده بودبعد انجام کارام رفتم ...

پارت ۳۰پدرم حقیقت آخر را گفت.خون من معمولی نبود.من نیمه‌انسا...

جایی برای عاشق‌های سریال‌های ترکی 🇹🇷🎬اگه تو هم مثل من عاشق د...

🧡🖇🍂شهریور رو باید قدم زدکوچه به کوچه، خیابون به خیابون…شهریو...

‍ ‍ ‍ ‍ ‍ 🌱🌷🌱 شهریور رو باید قدم زد؛ کوچه به کوچه، خیابون ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط