تو خود نمیدانی که در نبودت بیشتر از تعداد نفس هایم به تو

تو خود نمی‌دانی که در نبودت بیشتر از تعداد نفس هایم به تو فکر کردم و بیشتر از شب هایی که باید می‌خوابیدم تو را در کنار خود تصور میکردم
دیدگاه ها (۲)

تو گفتی من و دوست داری ولی زودتر از همه بعد دیدن عیب هایم مر...

مهم نبود دیگران درباره تو چه ها میگفتند من درون تو کودکی تنه...

همه چی بین ما تموم شد ولی برای من نه .. همه چیز و فراموش کرد...

حتی بدترین درد ها تو بغل کسی که دوسش داری فراموش میشن

خسته ام ! فکر می کردم با یه شب خوابیدن حل میشه ؛ ولی بیشتر ا...

فکر کنم بخاطر این چرت و پرت هایی یه کع می زارم تو پیجم هیچی ...

در دل شب بودم ماه همچنان می درخشید و من در سرزمین غم هایم بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط