در دل شب بودم

در دل شب بودم
ماه همچنان می درخشید
و من در سرزمین غم هایم بودم
کشتی هایم مانند هرروزم غرق شده بودند
مثل همیشه به او فکر میکردم
اما بعدش
یادم می آید که این عشق به یک راه ختم میشد
امیدوار بودم، ذوق داشتم، اما افسوس که ذوقم کور شد
آری، این ذهن و آن دختر قصد کشتن مرا دارند

#ادیت
دیدگاه ها (۰)

درود عزیزای من 😃🎭اینجا از ادیت مانگا و انیمه گرفته تا میم و....

درود عزیزای من 😃🎭اینجا از ادیت مانگا و انیمه گرفته تا میم و....

درود عزیزای من 😃🎭اینجا از ادیت مانگا و انیمه گرفته تا میم و....

درود عزیزای من 😃🎭اینجا از ادیت مانگا و انیمه گرفته تا میم و....

گاهی دلم نه این‌سویِ سینه‌ام، که آن‌سوتر، در گمنام‌ترین نقطه...

سفیر کبیر Grand Ambassador

خبب بعد مدت ها با پارت جدید برگشتم.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط