اینکه چیزی نیست حالا

اینکه چیزی نیست حالا
منو دوستام تو مدرسه حتی نمیتونستیم ی بستنی بخوریم
یعنی تا یکیمون ی ذره از این بستنی میخورد
همه نگاها روش بود بعدم بهت میخندیدن
توی یک روز تقریبا چهار پنج تا بستنی میخریدیم چون متاسفانه اصلا نمیشد بخوری
یعنی نمیزاشتن بخوری
همش فکرای منحرفانه
دیدگاه ها (۷)

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟎جونگکوک:تو واقعا اونو دوست داشتی، یعنی...

پارت: 25 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**اگر کسی چند هفته پیش بهم ...

Multi-Part: 6When you were pregnant, you went to the gym wit...

سلام😂 یه پارت کوتاه نوشتم برای کسانی که فردا میرن مدرسه💝🔥عشق...

زندگینامه نووا

stolen

جدایی

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟒ویو جونگکوکبا حس خشکی دهنم اروم چشمام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط