سوز سردی میکشد شلاق و میچرخاند

سوزِ سردی می‌کشد شلّاق و می‌چرخاند
و من درد را حس می‌کنم در بند بندِ استخوانم


💫مرا گر در تمنایِ تو آید صد بلا بر سر
زِ سر بیرون نخواهم کرد هرگز این تمنا را💫


#دلنوشته_های_ناب_گل_یاس
#بانوی_احساس
#عاشقانه_های_یاس
#ویسگون
دیدگاه ها (۰)

در توهزار مزرعه ی خشخاشِ تازہ استآدم به چشم های تو معتاد می ...

محکم بغل بگیر مرا تا که بگویم به همهاو فقط جان من و یار من و...

یک عمر دویدیم و لبِ دریا که رسیدیمخشکید و به یک جرعه چشیدن ن...

می‌میرم ازین غم که در آغوشِ تو ای‌دوستیک بار نشد گریه کنم، ح...

تک پارتی از جونگکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط