بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نست

بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نيست
باور كنيد پاسخ آيينه سنگ نيست

سوگند می خورم به مرام پرندگان
در عُرف ما سزای پريدن تفنگ نيست

با برگِ گل نوشته به ديوار باغ ما
وقتی بيا كه حوصله ی غنچه تنگ نيست

در كارگاه رنگرزانِ ديار ما
رنگی برای پوشش آثار ننگ نيست

از بردگی مقامِ بلالی گرفته‌ اند
در مكتبی كه عزّت انسان به رنگ نيست

دارد بهار می گذرد با شتاب عمر
فكری كنيد فرصت پِلكی درنگ نيست

وقتی كه عاشقانه بنوشی پياله را
فرقی ميان طعم شراب و شرنگ نيست

تنها يكی به قلّه ی تاريخ می‌ رسد
هر مردِ پا شكسته که تيمورِ لنگ نيست...

# خاصترین
دیدگاه ها (۳)

این روزها چه شکستنی شده امبا هرگفتاریباهرکرداریباهرنگاهیصدای...

گفتی که: چو خورشید زنم سوی تو پرچون ماه شبی میکشم از پنجره س...

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیستمی رسم با تو به خانه از ...

عشق یعنی با تو خواندن از جنون عشق یعنی سوختنها از درون عشق ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط