my crazy mafiya

Part17


یکم به هم نگاه کردیم که یهو....



یهو شروع کرد به مکیدن لبام
دستامو دور گردنش حلقه کردم و همراهیش کردم همینطور که میبوسیدم دکمه هان رو باز کرد وووو
(بقیش با ذهن مریض خودت)

صبح روز بعد چشمامو باز کردم تو بغلش بودم که چشماشو باز کرد

+بیدار شدی گل دختر؟
_اوهوم
+اوه..دیشب خیلی بهم حال دادیا
......_
+چرا چیزی نمیگی؟
......._
+اها فهمیدم تو خجالت میکشی، ببین خوشگله من همه جای بد تورو دیدم لمس کردم و ... و مزه کردم ،پس خجالت نداره

چیزی نگفتم و دراز کشید و چشماشو بست
اروم گفتم
_عجب عضله هایی داری هاااا(خیلی آروم)
+همش مال خودته
_تو....تو شنیدی؟
+اوهوم

خجالت کشیدن و سرمو بردم زیر پتو

+چقدر تو خجالتی دختر

_نخیر کی گفته


سرمو از زیر پتو در آوردم اومدم روش نشستم(محض اطلاع اون مغز کثیفت رو درست کن دختره لباس داره پسره هم شلوار داره)......


ادامه دارد......


لایک و فالو یادت نره 😘
دیدگاه ها (۱)

my crazy mafiya

my crazy mafiya

my crazy mafiya

my crazy mafiya

کوک برای جیمین و شوگا یه پیراهن و شلوار راحت داد و گفت: بپوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط