my crazy mafiya
Part۱۶
ازش جدا شدن و لباسشو دادم بالا
_تو...تو چاقو خوردی.....
اوهوم
کمکش کردم و بردمش داخل ویلا جعبه کمک اولیه رو اوردم
_لباستو دربیار
میخوای باز منو دید بزنی؟
_چطوری تو این موقعیت هم مسخره بازی در میاری
لباسشو در آورد
_تو .....تو چرا انقدر زخم گلوله داری ؟اینا تابستان
تو به بدن من چیکار داری کارتو بکن
_برای تو دل سوزوندن حیفه
پانسمانش کردم و کنار نشستم
_خب تمومه لباستو تنت کن
نمیخوای منو دید بزنی؟
_ببین میزنم تو دهنت هااا
بغلم کن
_ها؟
بغلم کن دیگه ، زود باش
...._
خیله خب بابا میدونم که تو بغلم نمیکنی
بلند شدن روی پاش نشستم و خودمو تو بغلش جا کردم و سرمو بردم تو گردنش
اولش تعجب کرد ولی بعد محکم بغلم کرد
بعد چند مین منو از خودش جدا کرد یکن به هم نگاه کردیم و یهو.......
ادامه دارد.......
لایک و فالو یادت نره 😘
ازش جدا شدن و لباسشو دادم بالا
_تو...تو چاقو خوردی.....
اوهوم
کمکش کردم و بردمش داخل ویلا جعبه کمک اولیه رو اوردم
_لباستو دربیار
میخوای باز منو دید بزنی؟
_چطوری تو این موقعیت هم مسخره بازی در میاری
لباسشو در آورد
_تو .....تو چرا انقدر زخم گلوله داری ؟اینا تابستان
تو به بدن من چیکار داری کارتو بکن
_برای تو دل سوزوندن حیفه
پانسمانش کردم و کنار نشستم
_خب تمومه لباستو تنت کن
نمیخوای منو دید بزنی؟
_ببین میزنم تو دهنت هااا
بغلم کن
_ها؟
بغلم کن دیگه ، زود باش
...._
خیله خب بابا میدونم که تو بغلم نمیکنی
بلند شدن روی پاش نشستم و خودمو تو بغلش جا کردم و سرمو بردم تو گردنش
اولش تعجب کرد ولی بعد محکم بغلم کرد
بعد چند مین منو از خودش جدا کرد یکن به هم نگاه کردیم و یهو.......
ادامه دارد.......
لایک و فالو یادت نره 😘
- ۳.۸k
- ۲۰ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط