دلم میخواد یه روز عزادارم بشین…
دلم میخواد یه روز عزادارم بشین…
نه برای اینکه از رفتنم خوشحال بشین،
برای اینکه شاید اون روز بفهمین
چقدر سکوت کردم،
چقدر شکستم،
چقدر شبها با بغض خوابیدم
و چقدر دلم میخواست
یکی فقط حال دلم رو بفهمه…
شاید اون روز که دیگه نباشم،
یادتون بیاد چقدر دلم گرفته بود،
چقدر حرف توی گلوم مونده بود،
چقدر به یه آغوش،
به یه ذره محبت،
به یه نفر که بگه «من هستم»،
احتیاج داشتم…
آدمها رو وقتی دارن از درون میشکنن،
کمتر میبینیم…
اما وقتی دیگه نیستن،
تازه جای خالیشون رو میفهمیم.
کاش قبل از اینکه دیر بشه،
قبل از اینکه خاطرهها جای صدا رو بگیرن،
قبل از اینکه عکسها تنها نشونهی بودنمون بشن،
قدر همدیگه رو بدونیم…
من نمیخوام کسی برای نبودنم گریه کنه؛
دلم میخواد وقتی هستم،
یکی دلیل لبخندم باشه…
یکی بفهمه پشت این سکوت،
چه قلب خستهای پنهونه… 🖤
نه برای اینکه از رفتنم خوشحال بشین،
برای اینکه شاید اون روز بفهمین
چقدر سکوت کردم،
چقدر شکستم،
چقدر شبها با بغض خوابیدم
و چقدر دلم میخواست
یکی فقط حال دلم رو بفهمه…
شاید اون روز که دیگه نباشم،
یادتون بیاد چقدر دلم گرفته بود،
چقدر حرف توی گلوم مونده بود،
چقدر به یه آغوش،
به یه ذره محبت،
به یه نفر که بگه «من هستم»،
احتیاج داشتم…
آدمها رو وقتی دارن از درون میشکنن،
کمتر میبینیم…
اما وقتی دیگه نیستن،
تازه جای خالیشون رو میفهمیم.
کاش قبل از اینکه دیر بشه،
قبل از اینکه خاطرهها جای صدا رو بگیرن،
قبل از اینکه عکسها تنها نشونهی بودنمون بشن،
قدر همدیگه رو بدونیم…
من نمیخوام کسی برای نبودنم گریه کنه؛
دلم میخواد وقتی هستم،
یکی دلیل لبخندم باشه…
یکی بفهمه پشت این سکوت،
چه قلب خستهای پنهونه… 🖤
- ۲۶۱
- ۲۸ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط