داستان زندگی زنی که با تبر به سراغ بعثی ها رفت!

.

دو تندیس یادبود به نام «بانوی مقاوم» و «اسطوره زنان شجاع» در استان کرمانشاه وجود داره. هر دو تندیس برای یه نفر ساخته شده. فرنگیس حیدرپور.

شیرزنی که میگه اگر داستان باز هم تکرار بشه، بدون تردید برای نجات جان خودش و مردم روستا، مجدد جلوی دشمن می‌ایسته و مقابله می‌کنه.

«ما در کوه‌ها برای حفظ خاک و آب و وطن‌مان ۸ سال آواره بودیم و آوارگی کشیدیم. حتی مدتی را در کوه‌های اسلام‌آباد به سر بردیم. آنجا در کوه حتی خانه ساختم. مدت‌ها بالش ما از سنگ بود و با کمترین امکانات ساختیم تا وطن را به دشمن نفروشیم.»

فرنگیس اهل خطر کردن بود و سر نترسی داشت. هر چه نزدیکانش به او می‌گفتن: خطر نکن، باید جانمان را برداریم و بریم به روستاهای دورتر، به‌جایی دورتر از مرز؛ اما حریفش نمی‌شدن. فرنگیس از تاریکی شب استفاده می‌کرد و به خونه‌ش سر می‌زد تا اینکه یه روز دید خونه تبدیل شده به محل جمع‌آوری کشته‌های عراقی. همه این صحنه‌ها رو دید؛ اما دست از خونه و زندگیش نکشید.

حفظ ایران، مدیون مادران، خواهران، همسران و دخترانی شبیه فرنگیس حیدرپور هست که ایستادن و ایستادگی رو به مردان یاد دادن.

🇮🇷 @farzandeIRAN_ir

#فرزند_ایران #مفاخر
#فرنگیس_حیدرپور #مبارزه
#بعثی #جنگ #عراق #تبر #ایرانیان
دیدگاه ها (۲)

🦢 پارت بیست‌ویکم | یک شب خطرناکجنگکوک هنوز کاغذ را در دستش م...

🔴 بر سر «ایران» با هیچ‌کس شوخی نداریم! / ورود وطن‌فروش‌ها به...

*دلتنگ صدای شماییم.....خامنه‌ای شهید، که بود؟خامنه‌ای شهید، ...

بنا بر دلایلی دلم خواست اوسی از شیطان کش هم داشته باشم🤧🩵(تای...

لحظه‌ای که نازنین کنار سینا نشست، انگار زمان برای تمام آن پن...

p15

رمان آغوشی از جنس خطر پارت هفدهم ۱۷ آخر

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:3سرعتت رو بالا ب...

#درخواستی_هیونلیکس_چانمین#چند_پارتیPart:4#انتخاب_امنخونه‌ی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط