+آییییی چرا انقدر من درد میکشم هققق

+آییییی چرا انقدر من درد میکشم هققق
_بمیرم برات
هانا ازش معذرت خواهی کن ا.ت دوست دختر منه و تا پس فردا میخواییم ازدواج کنیم
٪چ.چی ولی من دوست دارم
_اونش به من ربطی نداره
٪معذرت میخوام
_گمشو
خوبی زندگیم
+اره خوبم
_ دلت خوبه ؟
+اره کارات تموم شد
_نه تو بخواب هروقت تموم شد بیدارت میکنم
+باش...
_خوابش برد
۲ساعت بعد
_کارام تموم‌شد به ا.ت نگاه کردم خیلی کیوت شده بود تو خواب رفتم کتمو دراوردم روش اونداختم و برای استایل بغلش کردم و رفتم پایین تو ماشین گذاشتمش کمربنشو بستم
و خودمم نشستم راه افتادم
رسیدیم عمارت ا.ت و برای استایل بغل کردم رفتم عمارت دیرم خونه بهم ریختس
اینجا چه خبره ا.ت بیدار شد
+ام جیمین چی شده ..... یا خدا چی شد.....
_دیدم یه سگ وحشی داره پارس میکنه
+ج.جیمین
_اروم باش سرتو بزار رو سینم چشماتو ببند
هیونننن
=بله
_نشستی داری منو نگاه میکنی این سگ وحشی رو از عمارت بیرون کن
=چشم
_ا.ت و از خودم جدا کردم صورتش از اشک پر شده بود از بغلم اوردمش بیرون که افتاد رو سرامیک
ا.ت عزیزکم سرشو بغلم کردم چرا نقدر ترسیدی
+ددی من خیلی از سگ میترسم‌وقتی بچه هققق بودم دستمو گاز هقق گرفت از اون موقع فوبیا سگ گرفتم
_بمیرم من برات
اروم باش حالا برو تو دفترم تا من بیام
+باش هقق ه
دیدگاه ها (۳)

(دلداده)ا/ت: یه بویی میاد سوا:.......ا/ت: غذاممممممممم بغل ک...

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

رمان هکر کوچولوی من پارت دوم

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

چند پارتیــــــــــــ🖤💔ـــــــــــوقتی نصفه شب میفهمه از دست...

دختر تنها______________________________________________ساعت ...

Forbidden love②یک ساعت بعد رینا: کجا بودی؟ ا/ت: بدبخت شدمرین...

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط