Gentlemanshusband
#Gentlemans_husband
#season_Third
#part_340
دستشو بالا اوردو نیشگو.نی از شـ..کمم گرفت
_دختر بد
زود باش بخوابون
از تعجب چشمام چهارتا شده بود..
دستمو اروم فرو کردم توی موهاش
و نوازش وارد دستمو تکون دادم
جوریکه انگار از این حرکتم خوشحال شده خودشو شـ.ل کردو راحت چشماشو بست
پنج دقیقه ای گذشت
وقتی فکر کردم دیگه خوابیده دستمو از توی موهاش بیرون کشیدم..
همینکه خواستم یه طوری از کنارش در برم
با دستاش گره سفـ.تی دور کـ.مرم ایجاد کرد
دستمو گذاشتم روی دستش
+چیکار میکنی؟
سرشو بلند کرد
_هوم؟
+مگه تو نخوابیدی؟
_نه نخوابیدم
+ولم کن
_گفتم نخوابیدم
قرار شد وقتی منو خوابوندی بخوابی نه؟
چشم غره ای نثارش کردم
+ولم کن عه خوابم میاد
_یه راه میان بر هست!
میدونستم قطعا قراره یه چیز شرماور بگه
پوفی کشیدم
+باشه بیا بخواب
به همون حالت قبلیش درومدو سرشو گذاشت همونجا
دوباره چند مین توی موهاش دست کشیدم
ولی قشنگ معلوم بود خوابش نمیادو نمیخواد بخوابه..
چند دقیقه دیگه ای هم گذشت
وقتی دیدم هنوز چشماش بازه حرصی دستمو سمت صورتش بردم و یه کشیده محکم زدم توی گوشش
چشماشو با د.رد بست و صورتشو چروک کرد
دستشو گذاشت روی هموجایی که زدم
و مظلوم بهم نگاه کرد
_چرا میزنی؟؟ (بچممم)
+چرا نمیخوابی؟!؟؟
لـ.باشو اویزون کرد
_میخوام تا جایی که میشه از توی بـ..غل بودنت لذت ببرم
دیگه حرفاش برام مثل قدیم نبود
اون موقع راحت جواب میدادم
ولی الان که میبینم دوسش دارم
حرفاش ده برابر روم تاثیر میزاره
سرمو پایین انداختم
+گفتم که
خوابم میاد من..
ادامه حرفم با حرکتش به کل از یادم رفت
یهو اومد سرشو اورد نزدیکو لبا.شو گزاشت رو لبا.م شوکه بودم تا وقتی شروع کرد به مکیــ.دن لبا.م
270 لایک
حمایتا کم شده چرا لایک نمیکنین؟؟
تا چندروز دیگه فیک تموم میشه ولی هنوز لایکا حتی به 200 هم نرسیده😐
#season_Third
#part_340
دستشو بالا اوردو نیشگو.نی از شـ..کمم گرفت
_دختر بد
زود باش بخوابون
از تعجب چشمام چهارتا شده بود..
دستمو اروم فرو کردم توی موهاش
و نوازش وارد دستمو تکون دادم
جوریکه انگار از این حرکتم خوشحال شده خودشو شـ.ل کردو راحت چشماشو بست
پنج دقیقه ای گذشت
وقتی فکر کردم دیگه خوابیده دستمو از توی موهاش بیرون کشیدم..
همینکه خواستم یه طوری از کنارش در برم
با دستاش گره سفـ.تی دور کـ.مرم ایجاد کرد
دستمو گذاشتم روی دستش
+چیکار میکنی؟
سرشو بلند کرد
_هوم؟
+مگه تو نخوابیدی؟
_نه نخوابیدم
+ولم کن
_گفتم نخوابیدم
قرار شد وقتی منو خوابوندی بخوابی نه؟
چشم غره ای نثارش کردم
+ولم کن عه خوابم میاد
_یه راه میان بر هست!
میدونستم قطعا قراره یه چیز شرماور بگه
پوفی کشیدم
+باشه بیا بخواب
به همون حالت قبلیش درومدو سرشو گذاشت همونجا
دوباره چند مین توی موهاش دست کشیدم
ولی قشنگ معلوم بود خوابش نمیادو نمیخواد بخوابه..
چند دقیقه دیگه ای هم گذشت
وقتی دیدم هنوز چشماش بازه حرصی دستمو سمت صورتش بردم و یه کشیده محکم زدم توی گوشش
چشماشو با د.رد بست و صورتشو چروک کرد
دستشو گذاشت روی هموجایی که زدم
و مظلوم بهم نگاه کرد
_چرا میزنی؟؟ (بچممم)
+چرا نمیخوابی؟!؟؟
لـ.باشو اویزون کرد
_میخوام تا جایی که میشه از توی بـ..غل بودنت لذت ببرم
دیگه حرفاش برام مثل قدیم نبود
اون موقع راحت جواب میدادم
ولی الان که میبینم دوسش دارم
حرفاش ده برابر روم تاثیر میزاره
سرمو پایین انداختم
+گفتم که
خوابم میاد من..
ادامه حرفم با حرکتش به کل از یادم رفت
یهو اومد سرشو اورد نزدیکو لبا.شو گزاشت رو لبا.م شوکه بودم تا وقتی شروع کرد به مکیــ.دن لبا.م
270 لایک
حمایتا کم شده چرا لایک نمیکنین؟؟
تا چندروز دیگه فیک تموم میشه ولی هنوز لایکا حتی به 200 هم نرسیده😐
- ۱۰۶.۷k
- ۰۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط