ندیده بود...

🌱🍒او خنده ها و خاطره ها را ندیده بود
بی اعتنا نبود نه... ما را ندیده بود

در اوج عشق بود و خودش هم خبر نداشت
مثل پرنده ای که هوا را ندیده بود

جائی برای گریه و جائی برای خواب
بر شانه هام این همه جا را ندیده بود

می گفت: در جهان کسی عاشق تر از تو نیست
زیبای من هنوز خدا را ندیده بود

پروانه بال و پر زد و بر روی گل نشست
پروانه را ببخش شما را ندیده بود

وقتی خدا برای زمین عشق آفرید
این عاشقان سر به هوا را ندیده بود🍒🌱

عرفان رعائی
دیدگاه ها (۰)

🍒🌱از هجوم تنهایی می‌ترسماز بلندای احساسموحشت از ارتفاع قله ب...

🌱🍒لذتی از غم تو یافته دلکه دگر یاد بی‌غمی نکند🌱🍒#طالب_آملی

دلنوشته های من

🍒🌱سلام، خداحافظچیزی تازه اگر یافتیدبر این دو اضافه کنیدتا بل...

چگونه عشق و همآغوشی راه خداشناسی بود مرتضی متقیان

(۳)#ادامه#دلنوشته💔خاطراتی از پس خیال‌های دوران کودکی. از نزا...

فردا صبح با چشمایی که دورشون از کم خوابی کبود شده بود جوری ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط