P

P27
جیزل:برای چی اومدی اینجا
پوزخند زد.
فلیکس:منتظر هیونجین نباش شاید اون نیاد
رفت پیش دوستاش.
نفس عمیقی کشید.
قلنج گردنش شکوند.
دختر رفت سمت میز خوراکی‌ها.
یه چیز کوچیک برداشت، مزه کرد.
از دور چشمم به چهیونگ افتاد.
قدم های آروم برمیداشت.
جیزل:چهیونگ
چهیونگ برگشت بغلش کرد.
چهیونگ:چند هفته بود ندیده بودمت
خندید.
جیزل:مثل همیشه خوشگل شدی
چهیونگ:خودت امشب داری میدرخشی
خندیدن.
یکم باهم حرف زدن.
چهیونگ:هیونجین اومد
گوشه لب دختر تکون خورد.
نگاهش شروع کرد گشتن.
نگاهشون بهم افتاد.
داشت با دوستاش صحبت میکرد.
نفس عمیقی کشید.
دخترک آروم گرفت.
جیزل:من میرم بالکن سیگار بکشم
چهیونگ سرشو تکون داد.
داخل بالکن شد.
دستشو روی نرده گذاشت.
دود سیگار بیرون داد.
به پایین نگاه میکرد.
مثل همیشه سئول شب ها زیباتر بود.
حقیقتش بهتر پنهان میکرد.
نور برج های شیشه‌ای مثل ستاره‌های مصنوعی می‌درخشند.
ماشین های لوکس از روی آسفالت نم دار رد می‌شوند.
هیونجین دید دخترک رفت بالکن.
هیونجین:ببخشید من باید برم شما رو تنها میزارم
در بالکن باز شد.
دستای اونو روی کمرش حس کرد.
جیزل:بهت گفته بودم از انتظار کشیدن خوشم نمیاد
سکوت.
سکوت دلتنگی این دو نفر نشون میداد.
سیگار از دستش گرفت.
خودش کشید.
برگشتم بهش نگاه کردم.
سیگار توی جا سیگاری له کرد.
بیشتر منو به خودش چسبوند.
با چشمای خمار‌ و مستش نگاهم میکرد.
بین اون همه شلوغی، بین اون نورا.
همه چیز رسمی بود، پر زرق و برق بود.
ولی نگاه‌هایی که بین این دوتا رد و بدل میشد.
از کل مراسم گرم تر بود.

شرطا
لایک ۱۰
کامنت ۱۰
دیدگاه ها (۳)

P26۳ هفته گذشت.برای دخترک انگار یک سال گذشت.توی این سه هفته ...

P25از دور بهش نگاه میکرد.میخواست با نگاه چیزی بگه.دستی لای م...

یک ماه گذشت.ساعت ۲:۰۳ بامداده.کلاب نفس میکشه.بیس آهنگ مثل ضر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط