رها🍂 گاهی که فکر می کنم چشمانم بی اختیار پر از اشک می شود

رها🍂 گاهی که فکر می کنم چشمانم بی اختیار پر از اشک می شود
با خودم می گویم قرار بود چه کسی باشم و چگونه زندگی کنمو حالا چه کسی شده ام؟
روزی برای زندگی رویا می بافتم و امروز از همان رویاها چشم می دزدم
فکر می کردم روزی آرامش سهم من می شود اما حالا تمام روزهایم در دل داری دادن به خودم می گذرد
روزی لبخند بی دعوت روی صورتم می نشست اما حالا پیش از لبخند زدن باید هزار درد را پنهان کنم
همه فکر می کنند من خوبم اما هیچ کس نمی داند پشت این"خوبم" چه دردهایی را پنهان کرده ام....
#عاشقانه
#نمیدانم_از_دلتنگی_عاشق_ترم_یا_از_عاشقی_دلتنگ_تر_فقط_میدانم_در_آغوش_منی_بی_آنکه_باشی

#به_گمانم_دنیا_در_نهایت_همه_را_به_یک_جا_میرساند_به_سکوت_به_تماشا_به_فاصله_ای_امن_از_هیاهوی_آدمها
دیدگاه ها (۰)

تقدیم به بانوان دهه شصتی

رها🍂 یک بار فرصت زندگی داشتمنه برای رویاهایم، نه برای شادی ه...

رها❤ فکر نمی کنم هیچ وقت واقعا بفهمی چقدر برام مهمیچون هر چق...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش دوم_متاسفانه شمشیرباز خوبی...

CAPTURED IN PARIS

گاهی دلم برای خودم می‌سوزه؛ برای تمام لحظه‌هایی که لبخند زدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط