صبح روزای تعطیل که از خواب بیدار میشدیم بوی آبگوشت کل خون

صبح روزای تعطیل که از خواب بیدار میشدیم بوی آبگوشت کل خونه رو برداشته بود،
مامان همیشه زودتر از ما از خواب بیدار میشد
و از صبح خیلی زود یه آبگوشت جانانه توی قابلمه روحی روی چراغ علاالدین میذاشت...
یادتونه بابا همیشه عاشق آبگوشت بود...؟
هر وقت مامان ازش میپرسید غذا چی بذارم میگفت آبگوشت
حتی اگه روز قبلش هم آبگوشت خورده بود.
‌
آخ اگه بدونید اون آبگوشت چقدر خوشمزه بود...
نمیدونم به خاطر اون نونی بود که روی بخاری و علاالدین خشک می‌کردیم،
یا به خاطر اون حرارت و شعله‌ آبیِ چراغ علاالدین...؟
یا شایدم چون همه بدون هیچ دغدغه‌ و فکری کنار اون سفره‌های باصفا دور هم بودیم...
هر چی بود خوشمزه‌ترین آبگوشت دنیا بود...
انقدر خوشمزه بود که میدونم حتی اون بچه‌هایی که
اون روزا بهونه میاوردن و میگفتن ما آبگوشت دوست نداریم،
حالا دلشون برای اون عطر و طعم یه ذره شده...
‌
#Nostálgico_Time
دیدگاه ها (۰)

🌙😴 اگه شما هم سرِ شب خوابتون می‌گیره، اما اگه اون موقع نخواب...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "39"ویو جئون آنجلیناصبح.....

سخت ترین شب زندگیت چه شبی بوده

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۲$خرگوش رو برداشت گذاشت روی تخ...

سناریو مایکی پارت ۱

پارت پنجاه‌وهفتم | صبحِ آرامجئون جونگ‌کوکنور صبح آروم از پنج...

𝐎𝐧𝐞 𝐌𝐨𝐧𝐭𝐡 𝐖𝐢𝐭𝐡 𝐓𝐚𝐞𝐡𝐲𝐮𝐧𝐠 | یک ماه با تهیونگ𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐صبح روز بعد...

شب التیام.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط