رمان: ببر من p۵

رمان: ببر من p۵


&$:سلام

+_:سلام

&: تهیونگ اون کسی که پشت گوشی میگفتی این خانمه

+:اره بذار معرفی کنم ات دوست دخترم

_: نیاز نبود انقدر زود بگی

+: بالاخره که میفهمیدن

$: ات بالاخره مخش رو زدی

_: اره

+: نفهمیدم

_: قبل از اینکه بیایم کنسرت با دخترا قول دادیم مخ سه تاتون رو بزنیم

+: اها پس تو هم مخ منو زدی نه دوتا دیگه کین

_: اره دیگه بعدا میفهمی

&: راستی نامجون امروز زنگ زد گفت بریم برای تمرین

+: تمرین ؟

&: اره کمپانی زنگ زد بهش گفت هفته دیگه کنسرت داریم

+: ای بابا میزاشتی حداقل یه خورده با ات وقت میگذروندم

_: کنسرتت مهم تره

+: نه خیر اتفاقا تو مهم تری

_: باشه حالا خجالتم نده

$: اینارو ول کن ات بیا بریم خرید

_: مگه نمیبینی اومدیم کافه

$: خب شما هم بیاید

&+: بریم

ویو +

تصمیم گرفتیم بریم خرید به ات گفتم سوار شو ولی انگار خجالت کشید نشست دوباره دستاش رو دور کمرم حلقه کردم و رفتیم
دیدگاه ها (۰)

رمان: ببر من p۴+: پیاده شو ویو_ پیاده...

لباسی که پوشیدی

الفتک پارتی از کوک سلام من ات دو سالی میشه که با جونگکوک توی...

پارت ۱۷ 🔥

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط