My Smeraldo flower (گل اسمرالدوی من )

My Smeraldo flower (گل اسمرالدوی من )

Part 12

سپس نگاهی به سبد گل های ات کرد که اصلا از گل هاش کم نشده بود و لبخند زیبایی به ات زد و سپس روبه همسرش کرد و گفت

پ دخ : عزیزم گل های این دختر خانم خیلی زیبان درست مثل خودش .... چطوره برای میز نهار خوری خونه مون گل هاش بخریم

مادر دختر بچه نگاهی به شوهرش کرد از حالت چشم های شوهرش منظورش فهمیده بود پس ادامه داد

م دخ : اره عزیزم خیلی خوب میشه ..... عجب فکری کردی

سپس شوهرش دست اش به سمت جیب کت اش برد و پاکتی پر از پول که داخل اش قرار داده بود دراورد و کف دست ات گذاشت و گفت

پ دخ : دختر جون بگیرش

ات که تا اون موقع شوکه بود با حرکتی که پدر دختر بچه کرد از شوک در اومد و گفت

ات : نه اقا این خیلی زیاده ...... نمیتونم قبول اش کنم

دختر بچه با حالت خیلی کیوتی روبه ات کرد و گفت : خاله جون لطفا قبول اش کن بخاطر کمکی که به من کردی ..... لطفا

ات به دختر بچه نگاهی کرد هرچه قدر هم به والدین اش « نه » می گفت نمی تونست به یک بچه جواب منفی بده پس قبول کرد و پاکت پول گرفت و گل هاش به دست مادر دختر بچه داد

به سمت دختر بچه رفت و بغل اش کرد و از انها خداحافظی کرد و سبد خالی در دست اش گرفت و راهی خونه شد

.....................

ات خسته و گرسنه به خونه رسید ، سبد خالی اش کنار در ورودی گذاشت و کفش هاش با دمپایی های خونگی اش عوض کرد و روی مبل نشست و از خستگی زیادش چشم هاش به ارومی بست و ساق دستاش برروی انها گذاشت به امروز فکر کرد

امروز برای اش با باقی روزا فرق داشت
دهکده ساکت و اروم
ندیدن سباستین مزاحم
رسوندن یک بچه به والدین اش
دراوردن پول هنگفت اونم یکدفعه ای

همگی اینها برایش عجیب و غیر قابل باور بود

پاکت پر از پول اش از جیب لباس اش دراورد و نگاهی بهش کرد از شوق تند تند اشک می ریخت بلاخره بعد از روزها تونسته بود گل هاش بفروشه و پولی در بیاره دیگر شرمنده خانم فلور نشه

با خوشحالی و لبخندی بر لب اش پاکت پول هاش بر روی میز عسلی گذاشت و صدای شکم اش اونو از افکار اش خارج کرد از جای اش بلند شد به سمت اشپزخونه رفت تا غذایی درست کند اما با دیدن قابله غذا و در کنار اش نامه ای فهمیده بود کار خانم فلور .......

به سمت قابله رفت و دستی بهش زد هنوز داغ بود پس غذا تازه پخته شده بود ، نامه ای که کنار غذا گذاشته شده بود و برداشت و خوند




ادامه دارد .......
شرطا
لایک 40 ❤️
کامنت 15 📝

کیوتیام ۴ پارت براتون گذاشتم با اینکه شرطارو نرسونده بودید چون ممکنه چند روزی نباشم تا اون موقع مراقب خودتون باشید
فعلاااا
دیدگاه ها (۵۸)

بایس منه ها😂😂

بایس منه هااااا دلم نیومد نزارمش کردم تو چشتون 🤣

My Smeraldo flower (گل اسمرالدوی من )Part 11عصر شده بود و خو...

My Smeraldo flower (گل اسمرالدوی من )Part 10دخ : من .... هق....

رمان جدید پارت ۳بعد ات همراهیش کرد و به طور خیلی عجیبی گفت ب...

49کوک :خواهش میکنم گوش بده به حرفام* از داخل چشماش التماس کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط