(پارت 18)

(پارت 18)
you are mine

الیزابت: ممنون
کوک: خواهش
الیزابت: چرا نمیخوری؟
کوک: الان میخورم
الیزابت: هوم باش



ویو سلینا*
کوکی با اون دختره رفت اه حالا چیکار کنم، امشب باید کاری کنم که الیزابت از کوک متنفر بشه..


ویو ته*
امشب با وانی کار دارم ولی فعلا توی باند یکم مشکل پیش اومده دیر میرسم خونه وای راستی بزار به کوک خبر بدم
بوق
بوق
بوق
کوک: الو
ته: سلام کوک همونجور که گفتی سلینا یع نقش هایی داره
کوک: چه نقشه ای؟
ته: نمیدونم فقط میدونم خونش موش نداره مثل اینکه با زن عموت یه کارایی میخوان بکنن
کوک: هه ولش الان میرم خونه میندازمش از خونم بیرون اها راستی برای فردا که میای؟
ته: اره میام وانی روهم شاید بیارم
کوک: باشه فعلا کار دارم
ته: باش خدافظ



الیزابت: تهیونگ بود؟
کوک: اره
الیزابت: سلینا میخواد چیکار کنه؟
کوک: نمیدونم ولی امشب از خونه میندازمش بیرون
الیزابت: باشه



(پرش زمانی به خونه)
کوک: سلینااااا(کمی بلند)
سلینا: جانم چیشدهه؟؟
کوک: برات یه هتل رزرو کردم لوازم هاتو جم کن
سلینا: اخه مگه چی میشد اینجا میموندم الکی پول باید بدی(الکلی خودشو زد به ناراحتی)
کوک: اه اه من پولشو نمیدم خودت بده خب
سلینا: ایش اصلا ولش کن میرم ولی جونگکوک تو اخر با من ازدواج میکنی و فکر نکن با الیزابت خوشبخت میشی
کوک: خفهشو(عربده🙂) حالا هم از خونم گمشو بیرون
سلینا چیزی نگفت و در خونه رو محکم بست
الیزابت: کوک اروم باش(اروم)
کوک: ببخشید الیزابت
الیزابت: اشکال نداره بیا شام بخوریم چیز من خیلی خستم میشه تو درست کنییی(مظلوم)
کوک: باشه باشه(خندهه🙂🙂🙂🙂)

ویو الیزابت*
سریع رفتم بالا توی اتاق لباس هامو عوض کردم ارایشمو پاک کردم رفتم پایین
الیزابت: اوم میخوای چی درست کنی؟
کوک: نمیدونم نودل میخوای؟
الیزابت: اومم باشه

شرط ها
50 لایک
10بازنشر
💞💞💞💞💞
#رمان #فیک
دیدگاه ها (۱۰)

درود خوشگلا من امروز خونه نبودم تازه اومدم خونه الان هم میخو...

(پارت هفدهم) you are mineسلینا: کی با تو بود(عصبی) الیزابت: ...

(پارت شانزدهم) you are mineویو وانی*از خواب با صدای گوشیم بل...

(پارت سیزدهم) to mal mani ویو الیزابت*دیدم همینجوری با خودش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط