رفتن تو شبیه خاموش شدن چراغی بود در اتاقی بی‌پنجره.

رفتن تو شبیه خاموش شدن چراغی بود در اتاقی بی‌پنجره.
از همان لحظه، تاریکی با تمام سنگینی‌اش بر جانم نشست.
هیچ‌کس نمی‌فهمد دلتنگی چه معنایی دارد، مگر کسی که مثل من هر روز با خاطرات کسی نفس بکشد که دیگر نیست.
گاهی می‌خواهم همه‌چیز را فراموش کنم، اما نامت مثل نبضی آرام در رگ‌هایم می‌دود.
دلم نمی‌خواهد باور کنم پایان ما همین سکوت بی‌رحمانه بود…
کاش می‌شد فقط یک بار دیگر، حتی برای لحظه‌ای کوتاه، نگاهت کنم و مطمئن شوم همه‌ی این دردها ارزشش را داشت.
دیدگاه ها (۱۵)

🌱🍃 #شب،با موهای پریشانشمی ریزد بر شانه‌های تنهایی‌ام ،و تو…چ...

لطفا برگرد عزیزم بدون تو اینجا هیچ معنایی ندارد.برگرد... نه ...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌« برائ او. » ‌ دلم برایت تنگ ...

⁨گاهی آدم کسی را از دست نمی‌دهد؛خودش رالابه‌لای دوست‌داشتنی ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

پارت هشتم همین حرف جونگ‌کوک مثل یه تیر خورد وسط قلب نامجون. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط