گاه نمیدانم

‌‌‌‌‌‌‌گاه نمیدانم
چه پیامے رابهانه ڪنم
تا ازحال آنڪه دلم بااوست
آگاه شوم
این بارڪه دلتنگے رابهانه ڪردم فرداچه ڪنم ؟
دیدگاه ها (۵)

چه کسی می‌ فهمد در دلم رازی هست؟می‌ سپارم آن را ،به خیال شب ...

تو مهمون شدی با تموم تبت توی قلب سرد و زمستون زدم کنار تو ان...

به صَحراچون رَوَم آیَم به سویَتکُنَم   دَر  بینِ   گُلها  جُ...

دِلا دیشَب چه می کردی زِ یادَش؟مرا   کردی  غُلامِ   خانه   ز...

چندین سال گذشت ، عمر کمی نیست !برای تو که دیگر نخواهم نوشت ،...

با اینکه میترسم از اینکه چه خواهم نوشت اما فکری بر سرم زد شا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط