پارت دوم

پارت دوم
تاریکی مطلق
بعد رقصیدنم چون ساعت هنوز 6 عصر بود و حوصلم سر
رفته بود به دوستام زنگ زدم و رفتیم بار معروف کره.همه
اونجا خودشونو به پسرا می‌مالیدن حالم بهم میخورد
همینجوری نشسته بودم و داشتم از رقص دوستام فیلم میگرفتم که یه پسری گوشیمو از دستم گرفت
پسر=خانم خوشگل افتخار میدین باهام بیاین یکجایی
ا.ت=نه ممنون نمیتونم بیام
ا.ت ویو
پسره بزور بازومو گرفت که مطمئن بودم جای دستش رو
بازوم میمونه اشک تو چشام جمع شده بود ولی اجازه
نمی‌دادم بریزن که یه نفر با لگد اومد رو صورت پسره
اووو چه حرکت خفنی بووووود. وایسا ببینم مگه اون
همون اقای کیم نیس؟خودشه
تهیونگ =خوبی؟
ا.ت=خوبم ممنون ولی باید برم سرویس
تهیونگ=راستی اسمتون چیه؟من تهیونگ
ا.ت=منم ا.تم
ا.ت ویو
رفتم سرویس که دیدم پشت سرم تهیونگ اومد خانومای تو سرویس رفتن بیرون همینجوری که صورتمو میشستم
تهیونگ بهم خیره شده بود تازه دقت کردم خیلی جذابه
ولی دارم چیکار میکنم این فکرااا چیهههه):
ازش تشکر کردم دستمو رو دست گیره در گذاشتم که درو باز کنم ولی با برخورد بدن تهیونگ از پشت به بدنم سر
جام میخکوب شدم من بین در و تهیونگ بودم احساس
خفگی بهم دست می‌داد
تهیونگ ویو
ا.ت خیلی شبیه مامانمه هم از قیافه هم از رفتارش.
و وقتی کنار اونم یه انرژی مثبتی بهم دست میابه و باعث
میشه به قتل رسیدن مامانم به دست بابام رو فراموش کنم و احمق بودنم یادم میاد وقتی که بعد مرگ مامان به بابام
به قاتل مامانم پناه بردم و بعدش به دلیل مرگ بابام
ناراحت شدم نه نباید ناراحت میشدم بلکه باید خوشحال
بودم که عدالت برقرار شده میخوام زندگی جدیدی بدون
یادی از گذشته با ا.ت بسازم و خوشحال باشم.

تهیونگ=باهام قرار میزاری؟
ا.ت=چی میگین آقای کیم؟مست هستین؟
تهیونگ=نه هوشیارم من ازتون خوشم میاد
ا.ت=آقای کیم گفتم نه
تهیونگ=این یه درخواست نبود!یه دستور بود
ا.ت ویو
داره چه مزخرفاتی میبافه؟ ازش در رفتم و فرار کردم
تهیونگ گوشیشو در آورد به دستیارش زنگ زد و گفت
تهیونگ=یکیو زیرنظر دارم اطلاعاتشو بهم در بیار
"فردا صبح"
امروز ساعت 8 با اون آقای بزرگسال آقای کیم و ساعت 9 با تهیونگ ملاقات داشتم در انتظار نشسته بودم که در باز
شد آقای کیم وارد شد ولی تو دستش یه جعبه ای شبیه
به جعبه جواهرات بود بلافاصله از وارد شدن بدون هیچ
حرفی جعبه رو باز کرد و ازم خواستگاری کرد از حیرت
دهنم باز مانده بود(ذهن ا.ت=الان چه غلطی کرد)
ا.ت=ببخشید اقا ولی من نمیتونم جواب مثبت بهتون بدم
کیم=این یه درخواست نبود!یه دستور بود
.....
دیدگاه ها (۲)

حمایت لطفا♡؟

پآرت 10انتخاب منا.ت ویوجونگکوک کارشو انکار کرد ولی همون موقع...

♥️🚫

✨️

درمانگر عشق. پارت۱۷

**پارت ۵ **ویو ا / ت ا / ت : من رو کجا دارین میبرین؟؟ .........

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط