مافیای قاتل من
مافیای قاتل من
پارت ۲۰
کوک:نکنه ترسیدی (خنده)
آت:من رو نمیکشی که نه؟؟
کوک: نمیدونم اگه کار بدی ازت سر بزنه شاید کشتمت
آت:گریه شدید
کوک:میاد روبه روی آت وایمیسته
کوک: هیس فکر کنم بهت گفته بودم که از گریه کردن خوشم نمیاد درسته؟
آت:ببخ..هق..شید
کوک:گمشو تو اتاقت
ویو آت
سریع از پله ها رفتم بالا و رفتم تو اتاقم
من چرا این همه بدبختم آخه گفتم ازدواج میکنم زندگیم بهتر میشه ولی ببین گیر کی افتادم
یه چیزی به ذهنم اومد که سریع رفتم سراغ گوشیم
به دوستم یونا زنگ زدم اونم با یه مافیا ازدواج کرده بود ولی اون خیلی خوشبخت بود
یونا:سلام دختر چه خبر نیستی
آت:سلام (گریه)
یونا:دختر چته؟چیزی شده؟
آت: ماجرا رو تعریف میکنه
یونا:وا چرا باهات اینجوری میکنه
آت:یونا یه خواهشی ازت دارم
یونا:بگو عزیزم
آت: از شوهرت بپرس ببین این کیه اگه مافیا باشه حتما میشناستش
یونا:اسمش چیه؟
آت:جئون جونگکوک
یونا: یه لحظه گوشی
عزیزم.......
یونا:آت؟
آت:بله؟
یونا: وای آت بدبخت شدی(ترس)
آت:چیشده مگه؟قلبم اومد تو دهنم درست حرف بزن ببینم
یونا:بزرگترین مافیای جهانه رئیس همهی مافیا هاست
آت: چیییییییییی؟
یونا:ببین سعی کن فقط دلش رو بدست بیاری وگرنه چطور میخوای از دستش فرار کنی
آت:ب..ب.. باشه بعداً حرف میزنیم بای
یونا:اوکی مواظب خودت باش
اتمام تماس
وای بدبخت شدم الان چجوری از دستش فرار کنم
ادامه دارد...
شرایط:
۱۰ لایک
۲۵ کامنت
۳ بازنشر
پارت ۲۰
کوک:نکنه ترسیدی (خنده)
آت:من رو نمیکشی که نه؟؟
کوک: نمیدونم اگه کار بدی ازت سر بزنه شاید کشتمت
آت:گریه شدید
کوک:میاد روبه روی آت وایمیسته
کوک: هیس فکر کنم بهت گفته بودم که از گریه کردن خوشم نمیاد درسته؟
آت:ببخ..هق..شید
کوک:گمشو تو اتاقت
ویو آت
سریع از پله ها رفتم بالا و رفتم تو اتاقم
من چرا این همه بدبختم آخه گفتم ازدواج میکنم زندگیم بهتر میشه ولی ببین گیر کی افتادم
یه چیزی به ذهنم اومد که سریع رفتم سراغ گوشیم
به دوستم یونا زنگ زدم اونم با یه مافیا ازدواج کرده بود ولی اون خیلی خوشبخت بود
یونا:سلام دختر چه خبر نیستی
آت:سلام (گریه)
یونا:دختر چته؟چیزی شده؟
آت: ماجرا رو تعریف میکنه
یونا:وا چرا باهات اینجوری میکنه
آت:یونا یه خواهشی ازت دارم
یونا:بگو عزیزم
آت: از شوهرت بپرس ببین این کیه اگه مافیا باشه حتما میشناستش
یونا:اسمش چیه؟
آت:جئون جونگکوک
یونا: یه لحظه گوشی
عزیزم.......
یونا:آت؟
آت:بله؟
یونا: وای آت بدبخت شدی(ترس)
آت:چیشده مگه؟قلبم اومد تو دهنم درست حرف بزن ببینم
یونا:بزرگترین مافیای جهانه رئیس همهی مافیا هاست
آت: چیییییییییی؟
یونا:ببین سعی کن فقط دلش رو بدست بیاری وگرنه چطور میخوای از دستش فرار کنی
آت:ب..ب.. باشه بعداً حرف میزنیم بای
یونا:اوکی مواظب خودت باش
اتمام تماس
وای بدبخت شدم الان چجوری از دستش فرار کنم
ادامه دارد...
شرایط:
۱۰ لایک
۲۵ کامنت
۳ بازنشر
- ۵.۵k
- ۲۱ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط