روزی می‌رسد؛ که یک پارچه ی سفید پایان می‌دهد؛ به من... ب

روزی می‌رسد؛ که یک پارچه ی سفید پایان می‌دهد؛ به من... به شیطنت‌هایم... به بازیگوشی هایم.... به خنده های بلندم.... روزی که همه `با دیدن عکس هایم... بغض میکنند و میگویند : دیوونه؛ دلمون واست تنگ شده.. #ولی‌من مطمئنم هیشکی‌‌ برام بغض نمیکنه 🖤️
دیدگاه ها (۲)

روزی می‌رسد؛که یک پارچه ی سفید پایان می‌دهد؛ به من...به شیطن...

#بوسه_مرگ Last Partچند سال بعد...صدای خنده‌ی یه دخترکوچولو ت...

فیک : بین راندها

پارت ۳۰ | پایانِ سایه‌ها 🌙❤️سه سال بعد...صدای خنده‌ی بچه‌ها ...

╔════════════════════════════╗پارت ۱۰۳ | «خاطره‌هایی که نزدی...

فصل دومپارت هجدهم | نزدیک‌تر از همیشه، دورتر از همیشهیک سال ...

آریانا هنوز به پرونده خیره شده بود.روی صفحه‌ی اول، فقط یک اس...

🧁 پارت بیستم | نقشه‌ای برای یک سورپرایزسه ماه از روزی که لیا...

_ «کای عزیزم. از روزی که رفتی شب های زیادی را بدون تو و گرما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط