آنشبکهچراغاتاقتروشنشدرویبخارشیشهنوشتیسلام

#آن_شب_که_چراغ_اتاقت_روشن_شد_روی_بخار_شیشه_نوشتی_سلام
و من که ذوق مرگ شده بودم
برایت دست تکان دادم
یادم نمی رود
پسِ گردنی را که از پدرت خوردی
و برای همیشه
پشت پرده ی آبی گلدار زندانی شدی
و دیگر شیشه هایت مِه نمی گیرند
حتی
در باران...
دیدگاه ها (۲)

#بیا_برقص_برقصان_دل_جوان_مرا_بنوش_و_پر_کن_از_آیینه_استکان_مر...

#ماهی_همیشه_تشنه‌ام_در_زلال_لطف_بیکران_تومی‌برد مرا به هر کج...

#ماه_سلیقہ_ے_شب_اسٺ_و_تو_سلیقہ_ے_من...

#عشق‌_بی_فلسفہ_زیباسٺتو نخواهی دلِ من باز تو را می خواهد ...

پرنده افسون شده_۲۰_

فیک جونگکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط