My vampire partner part : ۶۰

شاید جیمین آن حیوان وحشی که فکر میکرد نبود
میدانست که جیمین میخواهد با او عشقبازی کند...این را بشدت حس میکرد...ولی با اینحال امتناع میکرد سپس حس کرد که از حمام برگشت و کنار او روی تخت آمد
همانطور که باسن اِما را به کشاله ی رانش فشار میداد و سر خون آشام را روی بازویش گذاشت که پوستش هنوز هم مرطوب و خیلی گرم بود
حس کرد که آل*ت*ش روی پشتش بزرگ و سخت میشود
کلمات بیگانه ای که انگار ناسزا بود را به زبان آورد ولی هرگز مخالف میلش عمل نکرد
کاملا آگاه بود که خودش را بین او و پنجره قرار داده و وقتی بسمت سینه اش چرخید احساس.... در امان بودن داشت
درست وقتی فکر کرد او را درک میکند کاری کرد که باعث غافلگیری اش شد
سپس انگار این اِما چشمانش را باز کرد و نشست. صحنه نمیتواند درست باشد پلک زد
اگر جیمین متوجه بیدار شدنش شده باشد این را نشان نداد، فقط در گوشه ای تاریک نشست و با چشمانی درخشان او را تماشا کرد
با ناباوری با وجود دید در شبش دستش را بسمت چراغ خواب کنار تخت دراز کرد ولی روی زمین کنار تخت افتاده و خرد شده بود
او درست دیده... اتاق نابود شده بود
چه اتفاقی افتاده؟
چه چیزی باعث شده بود چنین کاری انجام دهد؟
_ لباستو بپوش بیست دقیقه ی بعد میریم
وقتی ایستاد انگار که پاهایش از زیاد نشستن خواب مانده لنگان لنگان از در بیرون رفت
+ ولى جیمین...
در را پشت سرش بست بهت زده به جای پنجه هایش روی در دیوار ، زمین و وسائل خیره شد
همه چیز خرد شده بود
به پایین نگاه کرد
خب نه همه چیز
وسایلش پشت صندلی نابود شده قرار داشت انگار آنها را پنهان کرده بود چون میدانست چه چیزی در حال وقوع است
پتویی که مدتی رویشان بود روی پرده ها قرار گرفته شده بود تا او را از خورشید محافظت کند
و تخت؟
جای پنجه ها همه جا بود و پرهای روی تشک دور او را احاطه کرده بود.
ولی خودش دست نخورده بود
اگر جیمین نمیخواست به او بگوید چرا اتاق هتل را زیر رو و نابود کرده او نیز بیخیال می شد
بعد از اینکه دامن و پیراهنش را پوشید ، پوتین هایش را به پا کرد و دستمال سری را روی سرش گذاشت تا گوش هایش را پنهان کند آیپادش را در آورد و آن را روی بازویش بست.
خاله اش میست به آن میگفت 'ا...ترا' یا آیپاد تسکین دهنده اما چون هر وقت اما عصبانی یا خشمگین بود برای جلوگیری از درگیری به موسیقی گوش میکرد
انگار که این چیز بدیست
واگر اترا برای چنین مواقعی اختراع نشده بود... اما خشمگین میشد

های گایز اینم از پارت جدید لایک و کامنت بزارید حمایت کنید یادتون نره
دیدگاه ها (۴)

My vampire partner part : ۶۱

My vampire partner part : ۶۲

My vampire partner part : ۵۹

My vampire partner part : ۵۸

پارت ۱۷کاکاشی داشت تمام تلاشش را میکرد تا اره برقی ای را که ...

پارت ۱۸کاکاشی سریع سرش را بالا اورد تا نگاه کند، اوبیتو بود!...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ³شخصی که انگاری نامش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط