چند پارتی
(وقتی به بچتون حسودی میکنه)
☘️The end of the last part☘️
_________________________
(فلش بک به 30 دقیقه بعد)
همه ناهارشون خورن منم میزو جمع کرده بودم و روی مبل با سونگمین و مین جون نشستیم و درحال تماشا فیلم بودیم که مین جون اومد و روی پاهام نشست و سرشو محکم چسبوند به سینه هام و دستشو برد داخل موهام بوسه ای روی سرش گذاشتم و نگاهی به سونگمین کردم با قیافه حسود اخم کیوتی داشت نگام میکرد دلم ضعف رفت براش
"+چی شده
" _برو با همون بچت حرف بزن (قیافه کیوت)
با شنیدن حرفش زدم زیر خنده
"+عزیزم چی میگی؟
سونگمین حرفی نزد و گوشیشو روشن کرد و سرشو کرد داخلش که یهو چشمام افتاد به مین جون خواب بود
" +آخ فدای پسرم برم خوابیده
سونگمین با شنیدن حرفم سرشو از گوشی بیرون آورد و گفت
"_ا/ت یکم به من توجه کن خب
آروم از روی مبل بلد شدم تا مین جون بیدار نشه و رفتم سمت اتاقش در اتاقو باز کردم و مین جون رو روی تختش گذاشتم و بوسه ای روی لپش دادم
" +فدات بشه مامان
و از اتاق خارج شدم و آروم در رو بستم و رفتم سمت مبل که سونگمین نشسته بود ولی روی مبل نبود حتما رفته داخل اتاق رفتم طرف اتاق و در رو باز کردم سونگمین روی تخت دراز کشیده بود و داشت نگاه گوشی میکرد
" +سونگمین
سونگمین بدون اینکه سرشو بالا بیاره گفت
"_هوم
آروم رفتم سمت تخت و دراز کشیدم و خودمو داخل بغل سونگمین جا کردم سونگمین گوشیشو کنار گذاشت و سرشو گذاشت داخل گودی گردم چند بار بود کرد از بغلش یکم جدا شدم و به چشماش زل زدم
" +چی شده
"_تو همش به مین جون توجه میکنی مثلا من شوهرتم
بعد حرفش لبخندی زدم
" +بیا (اشاره کردم که بیاد بغلم)
سونگمین از روی تخت بلد شد و اومد روم و پتو رو داد روی خودش و من و سرشو گذاشت روی سینم دقیقا مثل مین جون سرشو آورد بالا و لباشو کوبوند به لبام مک زد و بعد رفت سمت گردنم چند تا مارک گذاشت
" _از این به بعد اگه به مین جون توجه زیاد کردی باید به من سه برابر مین جون توجه کنی فهمیدی؟
با حرفش زدم زیر خنده
" +اره
که یهو صدای گریه مین جون شنیدم سونگمین از روم بلند شد گفت
"_من الان میارمش
سرمو تکون دادم سونگمین از اتاق خارج شد و بعد چند لحظه اومد داخل اتاق با صحنه که دیدم نفس راحتی کشیدم مین جون بغل سونگمین بود و داشت میخندید سونگمین اومد و روی تخت نشست و مین جون با سرعت اومد بغلم بوسه ای روی سرش دادم که سونگمین صورتشو آورد جلو
"+چیه؟
" _بیبی ببوس لبامو زود
زود سرمو نزدیک صورتش کردم بوسه ای دادم میخواستم جدا بشم که سونگمین سرمو با دستاش گرف و نذاشت جدا بشم بعد از چند ثانیه نفس کم آوردم و زدم به سینه ی سونگمین که جدا شد هر دوتامون نفس نفس میزدیم که مین جون گفت
"*بابا چرا مامانو میبوسی مامان مال منه
" _عه از کی تاحالا مامان مال تو شد؟ مامان از اول مال من بوده
"*مامان مال منه
" _ساکت شو بچه مامانت مال منه
"+باشه... باشه من مال دوتا تونم باشه؟
سونگیمن سرشو آورد نزدیک گوشم و گفت
" _شب برات دارم
مین جون بوسه ای زد به لپم و سونگمین هم بوسه ای زد به لبم منم بوسه ای به سر جیهون و بوسه ای به لبای سونگمین زدم سونگمین محکم بغلم کرد انداختم روی تخت و مین جون وسطمون خوابید گوشیمو از روی میز برداشتم و وارد دوربین شودم
" +همه بین سی
مین جون و سونگمین :سی
(پایان) End✨
__________________________
بچه ها میدونم بد شد ولی نمیتونستم دقیق و چند تا پارت بزارم چون فردا دارم میرم عروسی و ممکنه وقت نکنم اصلا پارت بزارم و یک برنامه ای دارم پست بعدی کپشن بخون ✨☘️💞
☘️The end of the last part☘️
_________________________
(فلش بک به 30 دقیقه بعد)
همه ناهارشون خورن منم میزو جمع کرده بودم و روی مبل با سونگمین و مین جون نشستیم و درحال تماشا فیلم بودیم که مین جون اومد و روی پاهام نشست و سرشو محکم چسبوند به سینه هام و دستشو برد داخل موهام بوسه ای روی سرش گذاشتم و نگاهی به سونگمین کردم با قیافه حسود اخم کیوتی داشت نگام میکرد دلم ضعف رفت براش
"+چی شده
" _برو با همون بچت حرف بزن (قیافه کیوت)
با شنیدن حرفش زدم زیر خنده
"+عزیزم چی میگی؟
سونگمین حرفی نزد و گوشیشو روشن کرد و سرشو کرد داخلش که یهو چشمام افتاد به مین جون خواب بود
" +آخ فدای پسرم برم خوابیده
سونگمین با شنیدن حرفم سرشو از گوشی بیرون آورد و گفت
"_ا/ت یکم به من توجه کن خب
آروم از روی مبل بلد شدم تا مین جون بیدار نشه و رفتم سمت اتاقش در اتاقو باز کردم و مین جون رو روی تختش گذاشتم و بوسه ای روی لپش دادم
" +فدات بشه مامان
و از اتاق خارج شدم و آروم در رو بستم و رفتم سمت مبل که سونگمین نشسته بود ولی روی مبل نبود حتما رفته داخل اتاق رفتم طرف اتاق و در رو باز کردم سونگمین روی تخت دراز کشیده بود و داشت نگاه گوشی میکرد
" +سونگمین
سونگمین بدون اینکه سرشو بالا بیاره گفت
"_هوم
آروم رفتم سمت تخت و دراز کشیدم و خودمو داخل بغل سونگمین جا کردم سونگمین گوشیشو کنار گذاشت و سرشو گذاشت داخل گودی گردم چند بار بود کرد از بغلش یکم جدا شدم و به چشماش زل زدم
" +چی شده
"_تو همش به مین جون توجه میکنی مثلا من شوهرتم
بعد حرفش لبخندی زدم
" +بیا (اشاره کردم که بیاد بغلم)
سونگمین از روی تخت بلد شد و اومد روم و پتو رو داد روی خودش و من و سرشو گذاشت روی سینم دقیقا مثل مین جون سرشو آورد بالا و لباشو کوبوند به لبام مک زد و بعد رفت سمت گردنم چند تا مارک گذاشت
" _از این به بعد اگه به مین جون توجه زیاد کردی باید به من سه برابر مین جون توجه کنی فهمیدی؟
با حرفش زدم زیر خنده
" +اره
که یهو صدای گریه مین جون شنیدم سونگمین از روم بلند شد گفت
"_من الان میارمش
سرمو تکون دادم سونگمین از اتاق خارج شد و بعد چند لحظه اومد داخل اتاق با صحنه که دیدم نفس راحتی کشیدم مین جون بغل سونگمین بود و داشت میخندید سونگمین اومد و روی تخت نشست و مین جون با سرعت اومد بغلم بوسه ای روی سرش دادم که سونگمین صورتشو آورد جلو
"+چیه؟
" _بیبی ببوس لبامو زود
زود سرمو نزدیک صورتش کردم بوسه ای دادم میخواستم جدا بشم که سونگمین سرمو با دستاش گرف و نذاشت جدا بشم بعد از چند ثانیه نفس کم آوردم و زدم به سینه ی سونگمین که جدا شد هر دوتامون نفس نفس میزدیم که مین جون گفت
"*بابا چرا مامانو میبوسی مامان مال منه
" _عه از کی تاحالا مامان مال تو شد؟ مامان از اول مال من بوده
"*مامان مال منه
" _ساکت شو بچه مامانت مال منه
"+باشه... باشه من مال دوتا تونم باشه؟
سونگیمن سرشو آورد نزدیک گوشم و گفت
" _شب برات دارم
مین جون بوسه ای زد به لپم و سونگمین هم بوسه ای زد به لبم منم بوسه ای به سر جیهون و بوسه ای به لبای سونگمین زدم سونگمین محکم بغلم کرد انداختم روی تخت و مین جون وسطمون خوابید گوشیمو از روی میز برداشتم و وارد دوربین شودم
" +همه بین سی
مین جون و سونگمین :سی
(پایان) End✨
__________________________
بچه ها میدونم بد شد ولی نمیتونستم دقیق و چند تا پارت بزارم چون فردا دارم میرم عروسی و ممکنه وقت نکنم اصلا پارت بزارم و یک برنامه ای دارم پست بعدی کپشن بخون ✨☘️💞
- ۴۹۶
- ۲۰ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط